پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • آفت سطحي نگري در فرهنگ و جامعه اسلامي  
  • 1391-12-23 14:6:21  
  • تعداد بازدید : 376   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • آفت سطحی نگری در فرهنگ و جامعه اسلامی

    سخنرانی حجه الاسلام علیرضا پناهیان

    مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

    تفاوت اساسی بین افراد متدین و غیرمتدین

    به فرمودۀ قرآن، کسانی که معتقد و متدین نیستند، افرادی سطحی و ظاهربین هستندبین کسانی که غیرمتدینانه زندگی می کنند و اهل معنویت و اعتقاد نیستند با کسانی که متدین، معتقد و سالم هستند تفاوت های اساسی وجود دارد که این تفاوت ها قبل از اینکه به اعتقادات آنها مربوط شود به شخصیت، شیوۀ تفکر و نگرش و منش زندگی این دو گروه مربوط می شود و همین تفاوت هاست که باعث می شود بعضی ها معتقد و متدین شوند و برخی غیر متدین.

    یکی از تفاوت های اساسی بین انسان های متدین و غیرمتدین این است که افرادی که اهل دیانت نیستند، آدم هایی سطحی و ظاهربین هستند. چون دین یک مقدار ژرف نگری از انسان انتظار دارد و لذا نمی شود انسان با ظاهربینی به دین باوری و دین داری برسد. خداوند متعال در مورد کسانی که به آخرت ایمان ندارند، چنین می فرماید:

    «آنها تنها ظاهرى از زندگى دنيا مى دانند و از آخرت غافلند؛ يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الحَْيَوةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ عَنِ الاَْخِرَةِ هُمْ غَافِلُون»(روم/7) اینها کسانی هستند که تنها یک ظاهری از دنیا را می بینند و از آخرت و باطن دنیا (به تعبیری) غافل هستند. در این آیه نمی فرماید:

    «يَعْلَمُونَ "ظَاهِرَ" الحَْيَوةِ الدُّنْيَا »، بلکه می فرماید: « يَعْلَمُونَ "ظَاهِرًا" مِّنَ الحَْيَوةِ الدُّنْيَا». شاید به کار بردن کلمۀ «ظاهراً» به صورتِ نکره(همراه با علامت تنوین)، بر این موضوع دلالت داشته باشد که اگر آنها همین ظاهر دنیا را نیز کامل و درست نگاه می کردند باز هم به خیلی از نتایج خوب می رسیدند. یعنی آنها بخشی از ظاهر دنیا را نگاه می کنند و حاضر نیستند بقیه اش را نگاه کنند.

    اگر انسان به همین ظاهرِ دنیا درست نگاه کند، می تواند به این نتیجه برسد که سخنِ خدا حق است و راه حل ِ مسائل و مشکلات بشری همان راه حلی است که پروردگار عالم ارائه فرموده است. به عبارت دیگر آنها نه تنها به باطن و عمق دنیا توجه نمی کنند، بلکه همین ظاهر دنیا را هم کامل نگاه نمی کنند. خداوند در آیه بعد می فرماید:

    «آیا اینها در نفسِ خودشان تفکر نمی کنند؛ أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُواْ فىِ أَنفُسِهِم»(روم/8) یعنی آنها اهل اندیشه و تفکر عمیق در جهان درونی خود هم نیستند. یعنی آدمی که ظاهر بین و سطحی نگر نباشد در اعماق وجود خود تفکر می کند و حتما از این طریق به نتایج خوبی می رسد و به حقانیت دین معتقد و ملتزم می شود. بعضی ها نمایش می دهند آدم های عمیقی هستند ولی واقعاً آدم های سطحی و ظاهربینی هستند بعضی ها نیز نمایش می دهند آدم های عمیقی هستند ولی واقعاً آدم های سطحی و ظاهربینی هستند. مثلاً اگر برخی از متون مربوط به روشن فکرهای غیر متدین (غیر متدین به این معنا که به همۀ بخش های دین اعتقاد ندارند) را بخوانید می بینید که یک نوع سطحی نگری و نگاهِ ظاهری در آنها وجود دارد. حتی در متون علمی شان نیز همین نگاه سطحی دیده می شود.

    منتها این قبیل افراد چنان شخصیتِ علمیِ برجسته ای برای خودشان قائل هستند که دیگران و حتی خودشان هم فریبِ این ظاهرِ عالمانه را خورده اند. ظاهربینی و سطحی نگری در تمام حرف ها و نظرات اندیشمندان سکولار به چشم می خورد.

    انسان های سطحی نگر از تجربه های دیگران نیز درست استفاده نمی کنند

    امروز بعضی ها برای انتخابات هایی با استاندارد های بین المللی سینه چاک می کنند و برای انتخابات آزاد خودشان را می کشند!

    خداوند در آیۀ بعد چنین می فرماید: «آيا در زمين سير نمى كنند ببينند عاقبت كفارى كه قبل از ايشان بودند چه شد؛ أَ وَ لَمْ يَسِيرُواْ فىِ الْأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كاَنَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم»(روم/9) معلوم می شود انسان های سطحی نگر از تجربه های دیگران نیز درست استفاده نمی کنند و از زندگی اقوام و جوامعِ دیگر عبرت نمی گیرند. به عنوان مثال همین بحث های سیاسی که این روزها در جامعۀ ما مطرح می شود و بعضی ها برای انتخابات هایی با استاندارد های بین المللی سینه چاک می کنند و خودشان را برای انتخابات آزاد و نظامات سیاسی غربی می کُشند، این نشانۀ سطحی نگریِ آنهاست.

    اصلاً لازم نیست که انسان خیلی آدمِ عمیقی باشد، فقط کافی است که نتیجۀ این انتخابات هایی که با استانداردهای بین المللی در جوامع غربی برگزار شده است را نگاه کند و ببیند که آیا نتیجۀ این انتخابات ها جز این شده است که صهیونیسم بین الملل را بر آن جوامع مسیحی و اروپایی حاکم کرده است؟! آیا نتیجه اش این نشده که پنج میلیون یهودی بر حدود پنج میلیاردنفر حکومت کنند؟! انتخابات با استانداردهای بین المللی یعنی مثلِ آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان. خُب در انتخابات هایی که اینها برگزار می کنند همیشه بازی سه به هیچ به نفع یک گروه اندک صهیونیست می شود! کدام یک از این کشورها تحت سیطرۀ صهیونیست ها نیستند؟!

    این وضعیتی است که آمار و ارقام اقتصادی و اطلاعات سیاسی کشورهای غربی به ما نشان می دهد. الان اگر کسی اعتقادات دینی هم نداشته باشد و فقط سطحی نگر نباشد می فهمد که انتخابات با روش هایی که در دنیا هست (با همان استانداردهایی که گفته شد) نتایج خیلی بدی به دنبال خواهد داشت و اتفاقاً در این سی و چند سال بعد از انقلاب، ساز و کارِ انتخابات در کشور ما همیشه جلوتر بوده است. کار انتخابات، پالایشِ میانِ مسئولین است تا رسوب ها را بشکند، جلوی نفوذها را بگیرد و قدرت طلبی ها را کنار بزند. ولی در غرب انتخابات ها همیشه سرمایه داران جنایتکار را تثبیت می کند. فهمیدن این موضوعِ ساده نیاز به دین و ایمان هم ندارد، کافی است کمی به روزنامه ها و سایت ها و آمارهای موجود نگاه کنیم.

    لذا خداوند متعال در مورد کسانی که همین مقدار نگاه عمیق ندارند، می فرماید: «يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الحَْيَوةِ الدُّنْيَا» اینها یک ظاهری از حیات دنیا را می بینند و بیش از این چیزی را مورد دقت قرار نمی دهند. با دیدن چند حسن در فضای سیاسی کشورهای غربی و ندیدن معایب بسیار زیادی که در نظامات سیاسی آنها وجود دارد و با ندیدن امتیازات فراوان و برتری جدی وضعیت سیاسی نظام مقدس ما نمی توان برای فضای سیاسی کشور نسخه نوشت.

    وجود سطحی نگری و ظاهربینی در بخش های مختلف زندگی

    هفتاد درصدِ بهترین مدارس آمریکا مدارسی بودند که دختر و پسر از هم جدا بوده اندهمین سطحی نگری و ظاهربینی را که خداوند با عبارتِ «يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الحَْيَوةِ الدُّنْيَا» به عنوان ملاک و معیار تشخیص افرادی که به آخرت ایمان ندارند، بیان فرموده است را می توان در بخش های مختلف زندگی و نگاه های غلط دربارۀ دین مورد بررسی قرار داد.

    به عنوان مثال یکی از فیلسوفان غربی می گوید: «آدم های ترسو به سراغ دین می روند ولی آدم های شجاع، بی دین هستند و نیازی به دین احساس نمی کنند!» این فیلسوف غربی نیز دچار سطحی نگری و ظاهربینی شده و مثلاً با دیدن چند آدم ترسوی دیندار و برخی افراد جسور و شجاع که اهل دینداری نبوده اند، چنین قضاوتی کرده است و برخی نیز اندیشۀ او را پسندیده اند و منتشر کرده اند. در حالی که در جریان دفاع مقدسِ ما، دقیقاً عکسِ این مسأله به اثبات رسید! یعنی معلوم شد که هر چه انسان ها شجاع تر هستند، دیندارتر و خداپرست تر هستند. 

    مثلاً یک زمانی می گفتند که اگر در دانشگاه ها دختر و پسر در کنار هم باشند یک هیجانی به تحصیل آنها می دهد و در اثر رقابت بین خودشان، سعی می کنند بهتر درس بخوانند. البته ممکن است که این رقابت و هیجان تا حدودی باعثِ بیشتر درس خواندن شود اما اگر دقت کنیم می بینیم که در مجموع نتیجه معکوس خواهد شد و درصدِ بالایی نتیجۀ عکس خواهد داد.

    چندین سال قبل طیِ یک تحقیق و بررسی در آمریکا به این نتیجه رسیده بودند که حدود هفتاد درصدِ بهترین مدارس آمریکا مدارسی بودند که دختر و پسر از هم جدا بوده اند. کسانی که این تحقیق را انجام دادند طبیعتاً به آیات و روایات و فلسفۀ حجاب کاری نداشتند، فقط یک آمارِ سطحی گرفته بودند منتها همین ظاهر را کمی کامل تر بررسی کردند.

    لزوم ساخت صدها فیلم و سریال درباره انسان های سطحی نگر و ظاهربینی  

    معلمان و پدر و مادرها باید بچه ها را عمیق بار بیاورند و جلوی سطحی نگری آنها را بگیرند انشاءالله این موضوع در فرهنگ ما و در فکرِ جامعۀ ما جا بیافتد، صدها فیلم و سریال باید ساخته شود تا جا بیافتد که آدم های بی دین آدم های سطحی نگر و ظاهربینی هستند که فقط یک ظاهری از دنیا را نگاه می کنند و بقیه اش را کنار می گذارند، و آدم های عمیقی نیستند. در مدارس اگر می خواهیم فرزندان ما متدین بار بیایند، معلمان باید بچه ها را عمیق بار بیاورند و جلوی سطحی نگری و نگاه ظاهری بچه ها را بگیرند تا بچه ها متدین بار بیایند. آنها را به تفکر وادار کنند. کاری کنند که بچه ها در عمق وجود خودشان تفکر کنند و فکر کردنِ عمیق را به آنها یاد بدهند.

    پدر و مادر هم باید بچه های خود را وادار به تفکر کنند. حالا ممکن است که این فکر کردن از حل کردن یک معما و بازیِ فکری شروع شود، تا فکر در مورد موضوعات مهم تر. مثلاً پدر و مادر از فرزند خود بپرسند: « آیا تو دوست نداری که ما همیشه زنده بمانیم؟» طبیعتاً پاسخِ او مثبت است. لذا به او بگویند: «پس تو جاوانه بودن را دوست داری و مرگ را دوست نداری، آیا می شود که خداوند در وجود ما جاودانگی طلبی گذاشته باشد اما پاسخی برای آن نگذاشته باشد؟

    حتماً راه حلی دارد و راه حلش آخرت و حیات جاودانه است ...»

    صدمات انسان های سطحی به حرکت انبیاء  

    برخی افراد نمازخوانِ سطحی نگر چنان ضربه ای به دین وارد می کنند که بی نمازها نمی توانند انشاءالله طوری بشود که وقتی مردم یک فردِ غیر متدین را دیدند که نماز نمی خواند، حجاب را رعایت نمی کند یا مشروبات الکلی مصرف می کند . اموری از این قبیل، تلقیِ عمومی در موردش این باشد که او آدمِ سطحی و ظاهربینی است و اگر آدمِ متدینی دیدند بگویند او آدمِ عمیقی است. البته همین تقسیمِ انسان ها به سطحی نگر و عمیق نگر، را می توان در مورد افراد متدین نیز ارائه داد. چون برخی افرادِ نمازخوانِ به ظاهر متدین نیز وجود دارند که سطحی نگر هستند، یعنی ظاهرِ دین را دارند اما انسان های عمیقی نیستند.

    این افراد تمامِ نقشۀ انبیاء الهی را به هم می زنند و همۀ سخنان خوب دین را ضایع می کنند. مثلاً کسانی که نماز می خوانند اما اهلِ رشوه گرفتن هستند. مثلاً کسانی که نمازشان ترک نمی شود اما ولایت را قبول ندارند یا ولایت مدار نیستند.

    مثلاً آدمِ متدینِ سطحی نگر می گوید در قرآن که نام علی بن ابیطالب نیامده است! این قبیل افراد نمازخوانِ سطحی نگر چنان ضربه ای به دین وارد می کنند که بی نمازها نمی توانند. اگر انسان سطحی نگر باشد اصلاً سراغ قرآن و دین نمی رود و اگر هم به دلیلی سراغ دین برود ولی سطحی نگری خود را حفظ کند باز در نهایت به بیراهه کشیده خواهد شد. خودِ قرآن کریم می فرماید باید در آیات قرآن تدبر کنید. (أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن؛ نساء/82) و سطحی نگرانه نباید برخورد کرد.

    فریب انسان های سطحی از حیله های شیطان  

    ای کاش این مسأله در فرهنگ ما جا بیافتد اصلاً خداوند دین را برای آدم های عمیق گذاشته است. اگر انسان سطحی باشد دینداری نمی کند و فریب شیطان را می خورد. فرق بین دنیای کفر با دنیای اسلام و دنیای معنویت این است که کفار سطحی هستند و مؤمنین عمیق هستند. انشاءالله یک روزی همۀ مردم به این عمق برسند تا بتوانند راحت دینداری کنند.

    امام زمان(ع) وقتی تشریف فرما می شوند دست به سرِ بندگان می کشند و عقل آنها را افزایش می دهند (عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الباقر ع قَالَ إِذَا قَامَ قَائِمُنَا ع وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِها عُقُولَهُم وَ كَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامَهُم؛ کمال الدین و تمام النعمة/ج2/ص 675) دقت کنید که حضرت نفرمود که امام زمان(ع) دست به قلبِ بندگان خدا می کشد تا احساسات معنوی آنها را افزایش دهد، چون اگر عقل انسان زیاد شود، خود به خود احساسات و شور معنوی او هم بالا می رود.

    امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «القَلبُ بالتَّعلُّلِ رَهینٌ؛ قلب انسان در گروی برهان است.» (ميزان الحكمه/ج9/ح17193)     ای کاش این مسأله در فرهنگ ما و در روش های تعلیم و تربیتی ما جا بیافتد که «آنهایی که معتقد نیستند آدم های سطحی و ظاهربینی هستند. و آدم اگر می خواهد معتقد و متدین باشد، باید عمیق باشد»حسادت که یک بلیۀ فراگیر است با سطحی نگری شکل می گیرد و با عمیق بودن از بین می رود این سخن در همه جا قابل استفاده است. مثلاً حسادت که یک بلیۀ فراگیر و عام البلواست نیز با سطحی نگری شکل می گیرد و با عمیق بودن از بین می رود. همان طور که می دانید اولین دعوایی که در تاریخ بشریت منجر به قتل شد به خاطر حسادت بود. (حسادتِ قابیل نسبت به هابیل) بسیاری از غصه ها و بی دینی ها و بخش عمده ای از مشکلات خانوادگی نیز ناشی از حسادت است. ولایت گریزی نیز همان طور که در قرآن کریم صریحاً عنوان شده است ریشه در حسادت دارد.

    « أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً؛ بلكه آنان به مردم [كه در حقيقتْ پيامبر و اهل بيت اويند] به خاطر آنچه خدا از فضلش به آنان عطا كرده، حسد مى ورزند. تحقيقاً ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم، و به آنان فرمانروايى بزرگى بخشيديم؛ » (نساء/54)

    امیرالمؤمنین(ع) در نامه ای خطاب به معاویه ضمن اشاره به حسادت اقوام گذشته نسبت به انبیاء الهی، ریشۀ عداوت معاویه را حسادت بیان نموده و می فرماید: «ما خاندان ابراهيم هستيم كه بر ما حسد مى برند و تو هستی كه بر ما حسد مى بري؛ نَحْنُ آلُ إبراهيمَ المَحسودُون و أنْتَ الحاسِدُ لَنا»(مکاتیب الائمه/ج1/ص269) انسان حسود ولایت پذیر نیست و ولایت پذیری حسادت شکن است/شما پای روضۀ اباعبدالله الحسین(ع) عادت می کنید که به یک سیدِ مظلوم به نام سیدالشهداء(ع) تواضع کنید انسان حسود ولایت پذیر نیست و از طرفی ولایت پذیری حسادت شکن است. از همین ولایت پذیری شروع کنیم و برویم حسادت ها را از بین ببریم.

    اگر حسادت ها را از بین ببرید وقتی یک آدم خوبِ برتر از خودمان دیدیم او را می پذیریم، نسبت به او تواضع می کنیم و حتی حاضر می شویم در صورت لزوم از او تبعیت کنیم. انسان حسود نمی تواند برتری دیگران را ببیند چه رسد به اینکه کرنش و تواضع کند.

    شما در مکتب اهل بیت(ع) و پای روضۀ اباعبدالله الحسین(ع) عادت می کنید که به یک سیدِ مظلوم به نام سیدالشهداء(ع) تواضع کنید و قلبِ خودتان را در اختیار او قرار دهید. مظلومیت امام حسین(ع) مصائب ایشان و آن نوری که خداوند از محبت او در دل های ما قرار داده است موجب می شود که ما بتوانیم به یک انسان والا مقام مثل اباعبدالله(ع) تواضع کنیم و اینجا آغاز شکسته شدن سنگ های حسادت است. این اشکِ ما که در روضۀ اباعبدالله(ع) جاری می شود یعنی ما آدمِ حسودی نسبت به خوبان عالم نیستیم ...

    منبع: گروه بیان معنوی

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :