پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • مفهوم فرهنگ   
  • 1391-12-20 13:27:30  
  • تعداد بازدید : 151   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • مفهوم فرهنگ

    فرهنگ مجموعه پيچيده اي است که در برگيرنده دانستني ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، عادات و هرگونه توانايي ديگري است که بوسيله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است. در جامعه شناسي و انسان شناسي از فرهنگ تعاريف متعددي عنوان گرديده است. معروف ترين و شايد جامع ترين تعريفي که از فرهنگ ارائه گرديده است، متعلق به ادوارد تايلر TYLOR است که در بالا ذکر شد.

    تعاريف ديگر فرهنگ

    رالف لينتون فرهنگ را ترکيبي از رفتار مکتب مي داند که بوسيله اعضاء جامعه معيني از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود و ميان افراد مشترک است. به نظر ادوارد ساپير فرهنگ بعبارت از نظامي از رفتارها که جامعه بر افراد تحميل مي کند و در عين حال نظامي ارتباطي است که جامعه بين افراد بر قرار مي کند. با توجه به تعاريف فوق بطور کلي مي توان فرهنگ را ميراث اجتماعي انسان دانست که او را از ساير حيوانات متمايز مي سازد. اين وجوه تمايز را که منحصر به انسان است مي توان مبتني بر چهار ويژگي بشرح زير دانست:

    - تفکر و قدرت يادگيري.

    - تکلم.

    - تکنولوژي.

    - اجتماعي بودن(زندگي گروهي).

    بعضي از صفات فوق را مي توان در حد بسيار ضعيفي در حيوانات نيز مشاهده نمود که آن ها را در حقيقت اعمال و حرکات غريزي بايد تلقي نمود و نه ويژگي هاي فرهنگي مثل غريزه مادري، لانه سازي و... فرهنگ انساني بر عکس در بسياري از موارد بر غرايز بشري لگام مي زند و به همين دليل چنان چه فرهنگ انساني را از انسان بگيرند تمايزي بين انسان و حيوان بجاي نمي ماند.

    فرهنگي شدن

    فرهنگي شدن در حقيقت هماهنگي و انطباق فرد با کليه شرايط و خصوصيات فرهنگي است و معمولاً به دو صورت ممکن است واقع شود. اول بصورت طبيعي و تدريجي که همان رشد افراد در داخل شرايط فرهنگي خاص است. دوم بصورت تلاقي دو فرهنگ که بطرق مختلف ممکن است صورت گيرد. فرهنگ در برگيرنده تمام چيز هايي است که ما از مردم ديگر مي آموزيم و تقريباً اعمال انسان مستقيم و يا غير مستقيم از فرهنگ ناشي مي شود و تحت نفوذ آن است. براي روشن شدن مطلب يکي از اعمال انسان را مثال مي زنيم: غذا خوردن نيازي بدني و بيولوژيک است، براي زنده ماندن بايد تغذيه کرد ولي وقتي سئوال مي شود چه بايد خورد؟ چگونه بايد خورد؟ چه وقت بايد خورد، نفوذ فرهنگ در اعمال انساني نمودار مي گردد. برآوردن نيازهاي غريزي در انسان با مجموعه اي از رفتارهاي پيچيده همراه است و اين رفتارها را فرهنگ هر جامعه اي شکل مي دهد. در مورد برآوردن نياز تغذيه در جوامع مختلف اشکال گوناگوني ديده مي شود و محدوديت ها، مقررات، قواعد و رسومي هست که افراد هر جامعه را تحت نفوذ مي گيرند که مثلاً چه بايد خورد و از خوردن چه چيز بايد پرهيز کرد. فرهنگ بين افراد مشترک است. هر فردي خصوصياتي منحصر به فرد دارد که ويژه است و ديگران را از آن بهره اي نيست. اين گونه خصوصيات جزو فرهنگ بشمار نمي رود مگر آن که بوسيله افراد ديگر ياد گرفته شود و بصورت رسوم و عادات گروهي در آيد و ديگران در انجام آن شرکت کنند. از طرف ديگر فرهنگ گرد آورده جمع است ذخيره دانش انساني از طريق نسل هاي متمادي فراهم شده است که از نسلي به نسل ديگر منتقل مي گردد. و به همين دليل غالباً هر اختراعي بر اساس زمينه عيني گذشته که حاصل کوشش هاي جمعي انسان است متکي مي باشد.

    منبع: دانشنامه رشد

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %51
    تعداد آراء :
    1
    امتیاز شما :