پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • گذار از تهديدسازي امنيتي به فرصت‌سازي فرهنگي  
  • 1391-12-20 13:21:21  
  • تعداد بازدید : 79   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • گذار از تهديدسازی امنيتی به فرصت سازی فرهنگی

    دريادار علی شمخانی

    عضو شورای راهبردی روابط خارجی

    در سخنان اخير رهبر انقلاب در استان كردستان دو محور برجسته وجود داشت. يكی اين كه ايشان تأكيد داشتند كردستان، يك استان فرهنگی است، نه امنيتی؛ و اين دست های بيگانه هستند كه بر خلاف خواست جمهوری اسلامی، فضای استان را امنيتی كرده اند. ديگر اين كه تأمين امنيت و بازگشت به اصالت های فرهنگی در كردستان بايد توسط مردم بومی صورت گيرد.

    سفر رهبر انقلاب به كردستان و به خصوص زمان انجام و طول ايام و تحركات و برنامه های آن، نشان می دهد كه اين سفر تا چه اندازه از اهميت برخوردار است و بايد از اين فرصت برای پيشگيری و مقابله با خواست های بدخواهان، تفكيك ساده انديشان از بدخواهان و تسريع در تصوير چهره ای فرهنگی از كردستان كه دلخواه جمهوری اسلامی است، استفاده كرد. به نظر من پايان سفر رهبری به اين استان، فصلی نو در حيات كردستان خواهد بود و آغاز اين راه، بايد برنامه ريزی شده باشد.

    اين استان پس از انقلاب تاكنون سه دوره ی تاريخی داشته است. يكی روزهای نخستين انقلاب، يكی روزهای جنگ تحميلی و پس از آن و ديگری از سفر رهبر انقلاب به اين سو؛ يعنی از امروز و فردا به بعد...

    پيروزی انقلاب به شكل طبيعی معادلات قدرت را در داخل كشور و در منطقه به هم. معادله قدرت و امنيت در كردستان و ديگر استان های كشور هم به همين نسبت به هم خورد و برخی بدخواهان تلاش كردند كه از اين حادثه برای خود فرصت سازی كنند؛ آن هم در جهت منافع استان بلكه در جهت منافع احزاب و سازمان هايی كه بيشترشان پشتوانه ی برون مرزی داشتند و از سوی بيگانگان حمايت می شدند.

    در اين شرايط كردستان هم مثل برخی نقاط ديگر در چهارگوشه ی كشور، از مناطقی بود كه چنين فضايی را تجربه می كرد و قسمتی از پتانسيل نيروهای انقلاب را به خودش معطوف نمود. اين نقطه ی آغازی بود كه كردستان را از مسير رشد فرهنگی هميشگی اش جدا كرد. كردستان به دليل تاريخ ممتد و پربار ادبيات كردی در دل فرهنگ و تمدن ايرانی، به خاطر جغرافيا و آب و هوای بی مانندش و زمستان زيبا و تابستان دلپذيرش، هميشه سرشتی فرهنگی داشت. مردمان كردستان هم اهل ادبيات و نقش آفرينی در ادبيات و حماسه و باورهای دينی و مذهبی بوده اند. اين بستر واقعی و ذات كردستان بوده است اما آن فرصت طلبی تاريخی به جای توسعه و تعميق اين وضعيت، گروه های جدايی طلب سياسی و واحدهای امنيتی و مسلحی درست كرد كه با تمام گروه ها و جريان های اصيلی كه خواستار حفظ بستر طبيعی رشد و ثبات كردستان بودند، به مقابله برخاست. اولين قربانيان اين مسئله هم مردمان بومی كردستان بودند. اگر به اسناد مراجعه كنيد، گمانم اولين شهدا را پس از انقلاب اسلامی، كردستان در مبارزه با جدايی طلبان و ضد انقلاب تقديم جمهوری اسلامی كرده است. چون تاريخ شهادت كردها پس از انقلاب، نزديك ترين تاريخ به پيروزی انقلاب اسلامی است.

    تاريخچه دوم كردستان به زمان جنگ تحميلی بازمی گردد. عراق با يك راهبرد سه گانه به ايران حمله كرده و برای يورش خود، كشور را به سه منطقه تقسيم كرده بود. منطقه ی جنوب، منطقه مركزی و غرب برای پيش روی در دل خاك ايران و شمال غرب برای درگير كردن و تحليل بردن نيرو و توان دفاعی جمهوری اسلامی. از ديد آن ها كردستان می توانست توان رزم ما را به خود مشغول كند و ما را از مقابله مؤثر با حملات عراق باز بدارد. آن ها چنين مأموريتی برای كردستان تعريف كرده بودند اما اولين واحد و يگانی كه در كنار سپاه شكل گرفت و به مقابله با اين مأموريت توطئه آميز پرداخت، "پيش مرگان مسلمان كرد" بودند. اين بومی سازی كميته های انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران در برابر ضدانقلاب و رژيم بعث عراق بود كه مردم منطقه را برای دفاع از ميهنشان پای كار آورد. ضدانقلاب و بعثی ها هم با ناجوانمردی با اين نيروها برخورد می كردند و كار به آن جا كشيد كه از تسليحات شيميايی در مقابل كردهای منطقه در سردشت و حتی حلبچه ی عراق استفاده كردند.

    همان گونه كه در خوزستان بر خلاف انتظار صدام كه فكر می كرد مردم بومی با شاخه های گل از او استقبال خواهند كرد، مردم عرب به مبارزه ی جانانه برای نگه داشتن مرزها و شهرها پرداختند، كردها هم در طول دفاع مقدس اجازه ندادند توان رزمی ايران بيش از اندازه صرف آرام سازی كردستان بشود. ما عمليات های بزرگی مانند كربلای ده را در كردستان داشتيم كه منجر به آزادسازی حلبچه شد. ضمن اين كه كردهای آن سوی مرز هم در همكاری با كردهای كردستان ايران، قسمتی از توان رزمی ما را در دل خاك دشمن شكل می دادند. اين يعنی ديگران نتواستند تجانس و هماهنگی را ميان نيروهای بومی كرد و نيروهای انقلابی مسلمان برهم بزنند.

    در اين دو مقطع- به خصوص در دولت موقت و بعد از آن در دولت بنی صدر- فرصت های فراوانی برای رشد طبيعی كردستان از دست رفت. با ادامه ی جنگ و حتی خاموشی آن در مرزها، ناامنی در كردستان همچنان به خاطر دخالت بيگانگان و تبادلات مشكوك مرزی ميان ايران و عراق، وجود داشت و اجازه نمی داد كه فرهنگ تبديل به اولويت اول استان بشود. اين وضع تا سقوط صدام و جايگزينی آمريكا به جای حزب بعث ادامه داشت. بنابراين تحميل شرايط امنيتی به كردستان يك تحميل غيربومی بود و ذات مردم كردستان در برابر تهديدهای بيرونی، فعال و مقبله كننده بوده است. شرايط درونی و برونی كردستان به گونه ای بود كه اجازه نمی داد زيبايی های طبيعی و فرهنگی كردستان از گردوهای لذيذ تا شعر دلپذيرش ديده شود اما امروز می توان فصل ديگری را آغاز كرد. مسير انتقال از حساسيت امنيتی به سمت مهد فرهنگی شدن كردستان در منطقه فراهم شده است.

    در واقع سفر رهبری به كردستان پايان بخش اين دو دوره است. ايشان در بياناتشان قوميت و تنوع فرهنگی و سرزمينی را نه يك تهديد بلكه يك فرصت ارزشمند شمردند و اين همان نهالی است كه از اين پس بايد در كردستان بارور شود. اما مسؤول آن كيست؟ دو گروه:

    1. مركزيت و سازمان تصميم گيری و اجرا در كشور كه بايد بدانند در اين استان به دلايلی كه گفته شد، عقب ماندگی هايی وجود دارد و صرف نظر از پشت هم اندازی يا فرافكنی مسؤوليت ها همه بايد آينده را ببينيم. بايد با ترسيم يك برنامه ی زمان مند و دقيق شكوفه های رشد و بالندگی در كردستان يكی يكی جوانه بزنند...

    2. مردم كرد كه بی شك سنندجی پيشرفته تر از اربيل و مهابادی علمی تر از سليمانيه ی عراق می خواهند و بايد برای رسيدن به آن تلاش داشته باشند و با حفظ وحدت و همكاری با نهادهای مرتبط، به پيش بروند.

    اگر هردوی اين دو گروه به مسؤوليت هايشان به خوبی عمل كنند، رسيدن به افق ترسيم شده توسط رهبر انقلاب برای استان كه رشد سرمايه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی كردستان است، دور از دسترس نخواهد بود.

    اما چه چيزی در برابر اين خواست مانع است؟ دو چيز: يكی سستی و كاهلی ما و ديگری اراده ی دشمن.

    هر دو هم يك معنا دارند: وضعتی را حاكم می كنند كه نمی توان در آن به اهداف تعيين شده رسيد و هم مردم كرد و هم تمام مردم ايران از آن متضرر می شوند. بنابراين و با توجه به اين تاريخچه، بايد دقيقاً بدانيم چرا چنين آسيب هايی بروز كرده و ديگر اين كه بدانيم امروز فرصت جديدی پيش روی ماست و بايد از آن برای گذار كردستان از تهديدسازی برای ايران به تحريك بيگانگان، به فرصت سازی آن توسط مردم بومی برای رساندن پيام انقلاب استفاده كنيم. كردستانی كه انسان های شريفی چون پيش مرگان كُرد و مسيح كردستان يعنی شهيد بروجردی در آن زيسته اند، دارای چنين ظرفيتی هست. مردم كردستان رسولان انقلاب اند نه مزدوران جمهوری اسلامی!

    بيگانگان می خواهند تصوير منفی ای در ذهن مردم كرد نسبت به جمهوری اسلامی ايجاد كنند؛ درحالی كه از عصر امام خمينی(ره) تاكنون جمهوری اسلمی هيچ گاه به كردها چنين نگاهی نداشته است. نه در نيت قلبی اش و نه در رفتار حكومتی اش. كردها از نظر ما ذاتاً از نزديك ترين اقوام به هويت و فرهنگ اصيل ايرانی، كم ترين چالش با تشيع و سِلم ترين نسبت به باورهای دينی و متعصب ترين مردم نسبت به ارزش های الهی و دفاع از كيان ميهن اسلامی هستند.

    امروز از مأذنه های كردستان اذان اهل سنت پخش می شود و اين عميق ترين پيامی است كه يك رهبر روحانی می تواند به مردم بخشی از ايران بدهد؛ يعنی ما و شما از صميمی قلب شعار واحدی داريم. زيرا اذان از بزرگ ترين نمادهای فرهنگ و آئين ماست. در حالی كه بدخواهان و خوش نيتان كج فهم مخالف چنين جريانی بودند، هزينه ی اين تصميم را رهبر انقلاب پرداختند تا نماد گذار از اولويت امنيتی ساخته و پرداخته ی بيگانه به اولويت فرهنگی مورد نظر جمهوری اسلامی ايران در كردستان باشد. اگر خار و خاشاك در مسير رود، اجازه بدهند كه اين جويبار زيبای ابراز مكنونات قلبی فارغ از دعوای مذهبی از قله ها به دشت های كردستان برسد، می تواند فضای استان را دگرگون كند.

    اين خيلی مهم است كه از ديدگاه جمهوری اسلامی، قوميت ها و مذاهب در ايران، فرصت اند، تهديدند يا آسيب! هنگامی كه رهبر انقلاب می فرمايند قوميت ها فرصت هستند، اين يك انتخاب و آغاز يك راه است كه مسؤولان مركزی و مردم بومی بايد در كنار هم آن را بپيمايند.

    البته ما از تنش زايی بيگانگان در مرزهای خودمان و تهديدآفرينی های آن ها ناآگاه نيستيم اما امروز سی سال از پيروزی انقلاب اسلامی می گذرد و ديگر مثل روزهای اول انقلاب نيست كه هنوز آماده ی تشكيل حكومت باثبات نبوديم؛ مثل روزهای جنگ هم نيست كه اولويت اول ما مسئله ی جنگ باشد. امروز ما هم آماده ی حاكميت هستيم، هم تجربه ی فراوانی در كوله بار خود داريم. موضوع اول و اولويت اصلی مان آبادانی ايران است؛ بر ترفندهای دشمن مسلطيم و از آمادگی لازم و كافی برای مقابله با تهديدات برخورداريم. دشمن هم ما را تجربه كرده و می داند كه نمی تواند به سادگی در ميدان های مبارزه با ما به اهدافش دست يابد.

    همچنين ما تحليل درستی از شرايط داريم كه حاصل نگاه از دور نيست بلكه برآمده از حضور در ميدان و برخورد نزديك با واقعيات است. اگر جز اين باشد، داعيه ای نيست كه رهبر انقلاب در اين شرايط كه ديگران مستمراً می خواهند القا كنند كه بحرانی و ناآرام است، به كردستان سفر كنند. مگر نمی شد همين پيام را از تهران به مردم كرد داد!؟

    مجموعه ی اين عوامل ما را در برابر تهديدات دشمن، آماده كرده است. البته هزينه ی زيادی برای رسيدن به اين نقطه پرداخته ايم و شايد زمان و فرصت های زيادی را هم از دست داده ايم اما امروز ايران اسلامی بر سكوی افتخار و عزت در منطقه است و مردم كرد هم نمادی از اين عزت و اقتدار ملی هستند. همه ی ما مصمم هستيم كه چشم انداز ايران اسلامی را برای اول شدن در منطقه محقق كنيم و كردستان هم بخشی جدانشدنی از اين عزم ملی برای حركت در مسير پيشرفت و عدالت است.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :