پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • كاركرد منفي نظام‌هاي كلان در پژوهش‌ها اجتماعي و فرهنگي ايران  
  • 1391-12-20 13:3:25  
  • تعداد بازدید : 21   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • کارکرد منفی نظام های کلان در پژوهش ها اجتماعی و فرهنگی ایران

    شهلا کاظمی پور

    پژوهش زیربنای اصلی توسعه محسوب می شود. در جهان امروز، ممالکی که به استقلال ملی و اهداف توسعه جامعه خویش بها می دهند، در برنامه ریزی های استراتژیک و سیاست گذاری های علمی خود پژوهش را در اولویت نخستین قرار داده اند. از این رو کشورهای پیشرفته جهان منابع انسانی و مالی فراوانی را به منظور انجام پژوهش های علمی در اختیار دانشگاه ها و مؤسسات تحقیقاتی قرار می دهند.

    عصر کنونی را به حق می توان عصر پژوهش های علمی پیشرفته نامید و گسترش دانش و تکنولوژی نوین و توانایی استثنایی بشر معاصر درحل مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه را حاصل پژوهش خواند. هرچه مسائل جامعه پیچیده تر باشد، لزوم انجام تحقیقات بارزتر خواهد بود و هرچه دامنه تحقیقات گسترده تر شود، لزوم سرمایه گذاری و تربیت و جلب نیروهای محقق و همچنین ایجاد تشکیلاتی منسجم و پویا به منظور برنامه ریزی، اداره و جهت دادن به فعالیت های پژوهشی در کشور حیاتی تر می شود.

    خاستگاه مسائل و مشکلات پژوهش اجتماعی و فرهنگی را باید در عملکرد و ویژگی های نظام های کلان و فراگیر کشور جستجو کرد. زیرا ویژگی های نظام های همجوار خردتر (مانند شیوه انتخاب دانشجو، روش تدریس و یا انگیزه تحصیلی و پژوهشی دانشجویان) خود در زمینه بحث، طرز عمل و ویژگی های نظام های فراگیر را منعکس می کند و طرح مشکلات آنها بدون توجه به نیروهای وارده از سوی نظام های کلان چندان کارساز به نظر نمی رسد.

    پژوهش علمی و هدفمند توسط اساتید و محققین برجسته همراه با دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی و بودجه قابل توجه انجام پذیر است که معمولاً در کشورهای پیشرفته پس از شناسایی مسائل، مشکلات و نیازهای بخش عمومی و خصوصی توسط مدیران ارشد و مشاورین و کارشناسان برجسته این سازمان ها، کار به محققان و دانشگاهیان سپرده می شود. محققان و دانشگاهیان نیز در چارچوب وظایف علمی پژوهشی خود، به انجام پژوهش پرداخته و چندین مقاله و گزارش پژوهشی از یافته های پژوهش در کنفرانس های علمی ارائه می کنند و در حین انجام پژوهش علمی خود، رهنمودها و توصیه های جامعه علمی و پژوهشی را دریافت کرده و به ارائه پیشنهاد، راهکار و راه حل عملی می پردازند و درضمن کنار مدیران اجرایی، مراحل اجرای پیشنهادات خود را نیز نظاره کرده و به عبارتی می توان گفت که در کنار سازمان متقاضی قرار دارند.

    در کشور ما نیز این خلاء احساس شده و سال هاست که به امر تحقیق در سازمان های عمومی و خصوصی تأکید می شود و حتی ردیف بودجه ای خاصی برای پژوهش های علمی قائل شده اند ولی حلقه مفقوده اینجاست که اولاً بیشتر سازمان ها مشاوران و کارشناسان مستقل و برجسته ای که بتوانند به شناسایی مسائل و مشکلات مبتلا به آنها بپردازند، ندارند و بررسی اولویت های پژوهشی آنها بیانگر این است که مسائل اصلی و زیربنایی به خوبی مورد شناسایی قرار نمی گیرند. 

    گام بعدی، ارتباط با محققان و استادان برجسته، جهت اجرای طرح های پژوهشی است که اولاً تعداد این استادان بسیار محدود و انگشت شمار است و بیشتر آنها علاقمند به استقلال علمی و پژوهشی بوده و بندرت می پذیرند که تحت لوای یک مؤسسه غیرعلمی به امر تحقیق بپردازند. در عین حال، تصور بیشتر مدیران اجرایی از بودجه پژوهشی این است که می بایست با نظارت آنها این بودجه هزینه شود؛ لذا سعی می کنند محققانی را دعوت به کار کنند که تأمین کننده نظرات آنها باشند و از همین جا مشکلات پژوهشی کشور آغاز می شود. بنابراین چون بودجه های پژوهشی در دانشگاه ها بسیار اندک است، از یک طرف محققان و استادان برجسته که نیاز به بودجه و تأمین اعتبار جهت انجام طرح های پژوهشی علمی و بنیادی دارند، نمی توانند به کار علمی و پژوهشی بپردازند و از طرف دیگر افراد فاقد تخصص، صرفاً به دلیل داشتن ارتباط و حتی تأسیس مراکز پژوهشی متعدد و غیراستاندارد به راحتی بودجه های تحقیقاتی سازمان ها را جذب می کنند. در واقع، به تعبیری می توان گفت که پژوهش های اجتماعی فرهنگی در ایران دچار معضل اساسی و زیربنایی هستند. در بسیاری از موارد مشاهده می شود که یک طرح پژوهشی چند دست می چرخد و نهایتاً افراد تازه کار و دانشجویان مبتدی، کار پژوهشی را انجام می دهند. به همین جهت، نتایج این نوع کارها به هیچ وجه قابل استفاده نیستند. این روند به بی اعتمادی مسئولین و برنامه ریزان کشور به امر پژوهش در مسائل اجتماعی نیز منجر شده است.

    جریان فوق، یعنی عدم توجه به تخصص و زیربناهای علمی، باعث شده ما به جای اینکه در دانشگاه ها محقق تربیت کنیم، صرفاً به صدور مدرک بپردازیم چون فارغ التحصیلان صرفاً با داشتن یک مدرک تحصیلی و ارتباط با سازمان ها و ارگان ها به راحتی می توانند طرح های کلان کشور را به سفارش بگیرند و تا زمانی که این روند ادامه داشته باشد، نه دانشگاه های ما خواهند توانست در راه صحیح علمی گام بردارند و نه مسائل، مشکلات و آسیب های مختلف اجتماعی فرهنگی کشور، قابل شناسایی و حل خواهند بود.

    در چنین آشفته بازاری، چه بسا محققین برجسته و آزاد، به دلیل نداشتن بودجه و سرمایه کافی نتوانند به انجام تحقیقات علمی و بنیادی بپردازند. به خصوص در دوره های کارشناسی ارشد و دکترا که عمدتاً می بایست پژوهش محور باشند، این خلاء بخوبی احساس می شود. بسیاری از استادان نیز صرفاً به ارائه کنفرانس در کلاس بسنده می کنند و یا دانشجو را به تنهایی به سراغ تحقیق می فرستند و چون دانشجو هنوز الفبای تحقیق را نمی داند، با توجه به وقت و زحمت زیادی که صرف می کند، بر این باور است که پس از فارغ التحصیلی توانایی انجام طرح های پژوهشی را دارد. در حال حاضر ما تعداد زیادی پایان نامه دانشجویی داریم که تاکنون نتوانسته اند دردی از مشکلات کشور را درمان کرده و یا راه حل های عملی ارائه کنند.

    تا زمانی که بودجه های کلان تحقیقاتی در اختیار سازمان ها و ارگان های مختلف قرار دارد و شیوه هزینه کردن این بودجه در اختیار خود سازمان است، مشکل پژوهش در ایران ادامه خواهد داشت.

    این امر باعث شده که ما در ایران فاقد منابع علمی و تحقیقاتی قوی باشیم که به عنوان پیشینه مطالعاتی دانشجویان و محققین دیگر قرار گیرد. همیشه هر محققی کار را از صفر شروع می کند.

    در کشورهای پیشرفته، به علت شناخت اهمیت بنیادی و کاربردی پژوهش های اجتماعی، کار و تلاش پژوهشگران به صورت انفرادی و یا در چهارچوب مؤسسه های تحقیقاتی، با ارزش تلقی می شود. به همین دلیل ملاحظه می شود که محققان به صورت انفرادی تحقیقات عمیقی انجام می دهند و حاصل تحقیقات بنیادی یا کاربردی خود را منتشر می کنند. این محققان در واقع برای انجام دادن کارهای خود از چندین پیش نیاز اصلی برخوردار هستند: نخست اینکه، از آزادی تحقیقاتی برخوردارند و همین امر مانع از کتمان شدن حقایق می شود. دوم اینکه، محققان از آسایش فکری نسبتاً مطلوبی برخوردارند که لازمه آن تأمین بودن در زمینه های مختلف مادی و علمی است. سوم آنکه، به علت رقابتی که وجود دارد، اگر کارشان با ارزش باشد، در صحنه رقابت، پاداش لازم را می گیرند (لزوماً همه پاداش ها مادی نیست) و سرانجام اینکه، محققان اجتماعی در این کشورها، به علت ساختار سیاسی، از مصونیت سیاسی نسبی برخوردارند و همین امر موجب می شود تحقیقات بیشتر جنبه بی طرفانه داشته باشند؛ اگرچه تحقیقاتی با سمت گیری های سیاسی هم وجود دارند.

    آن چه در کشورهای پیشرفته باعث توسعه مطالعات علمی اجتماعی شده، وجود ارتباط تنگاتنگ بین مراکز علمی اجتماعی (اعم از مؤسسه های پژوهشی یا دانشگاه ها) با مراکز اجرایی (خصوصی یا دولتی) است. بخش های مختلف یک جامعه، نیازهای ضروری خود را به مراکز علمی اعلام و با پرداخت حق التحقیق، از مراکز علمی- اجتماعی می خواهند آنها را در شناخت پدیده های اجتماعی و راه حل های علمی برای آنها، یاری دهند. در واقع، در این گونه جوامع، همه ارگان های اجرایی دریافته اند که تنها متخصصان علوم اجتماعی می توانند مسائل اجتماعی را به معنی واقعی آن درک و سپس با توجه به شرایط، راه حل های اساسی عرضه کنند. به همین دلیل هم در این کشورها، روز به روز بر پیشرفت و توسعه علوم اجتماعی افزوده می شود.

    پیوند بین اندیشمندان علوم اجتماعی و مسئولان اجرایی و برنامه ریزان برای توسعه کشور، یک امر اجتناب ناپذیر است. این پیوند و وحدت باید با حفظ هویت ها همراه باشد هرگونه گرایش به سلطه و ادغام می تواند به این وحدت و یگانگی آسیب وارد کند.

    بخش صنعت و عمدتاً بخش خصوصی جهت حل مسائل و مشکلات خود همواره سعی می کنند با محققان برجسته و زبده همکاری کنند. در صورتی که در تحقیقات اجتماعی که عمدتاً متولی آن سازمان های دولتی هستند، چنین وسواسی وجود ندارد؛ علی رغم اینکه شناسایی و ریشه یابی مسائل اجتماعی و فرهنگی، زیربنای هرگونه سیاستگذارای در جامعه است. بنابراین با حذف نظارت مستقیم سازمان ها در هزینه کردن بودجه های تحقیقاتی و ایجاد سازمانی مجزا جهت نظارت بر اجرای طرح های پژوهشی و هماهنگی با دانشگاه ها و مراکز علمی پژوهشی، تاحدودی می توان این معضل و سد بزرگ پژوهشی را در کشور از بین برد.

    در ضمن، جهت انجام پژوهش های بنیادی، می بایست بودجه های پژوهشی دانشگاه ها افزایش چشمگیری داشته باشند.

    نکته اساسی و مهم این است که اگر ما در مطالعات اجتماعی فرهنگی به دنبال متخصص و افراد توانمند باشیم، در آن صورت دانشجویان همواره به دنبال کسب دانش و تخصص خواهند بود و از طرفی با تقویت زیربناهای علمی در رشته های مختلف علوم اجتماعی میزان جاذبه این رشته ها افزایش یافته و دانشجویان با ضرایب هوش بالاتر و قوی نیز به این رشته ها جذب خواهند شد.

    * معاون پژوهشی مرکز مطالعات و پژوهش های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :