پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • فرهنگ عمومي چيست؟   
  • 1391-12-20 12:54:42  
  • تعداد بازدید : 1363   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • فرهنگ عمومي چيست؟

    اگر روزگاري پيش در عصر کشاورزي، منبع قدرت و حرکت«زور بدني و نيروي بازو» بود، و اگر در دوران اوليه صنعتي و مدرن، عامل تعيين کننده سرنوشت بشر«پول و ثروت و قدرت اقتصادي و قدرت نظامي» بود، در جهان کنوني، ديگر نه از زور براي نقش آفريني بنيادين کاري ساخته است و نه از زر، بلکه آن چه مي تواند منشأ و پايه تمام تحولات بشري واقع بشود«فرهنگ» است.

    الف ـ کليات:

    الف ـ 1) ويژگي هاي فرهنگ:

    1. فرهنگ نظم بخش رفتار افراد و تقويت کننده همکاري ميان آن هاست.

    2. فرهنگ عموماً دو جنبه مادي و غيرمادي دارد.

    3. فرهنگ يک امر اجتماعي است يعني نمي توان آن را به يک فرد نسبت داد. مضاف اليه فرهنگ همواره يک گروه، يک قشر، قوم و غيره مي باشد.

    4. فرهنگ تغييرپذير، انتقالي و اکتسابي است.

    5. فرهنگ ممکن است جنبه اختصاصي يا عمومي داشته باشد. در مفهوم عمومي مثل ميراث اجتماعي بشر و در مفهوم اختصاصي مثل ميراث اجتماعي جامعه معيني است.

    6. زمان شکل گيري فرهنگ ها متفاوت است.

    7. ابزار سازي و سخن گفتن دو عامل اصلي تثبيت موقعيت فرهنگ است.

    8. فرهنگ مهم ترين و اصيل ترين وسيله و ابزار حفظ يک جامعه يا پايدارترين وجه آن است و بنابراين تغييرات آن کند است و هرگز يک شبه فرهنگ جامعه تغيير پيدا نمي کند.

    9. فرهنگ مورد قبول اکثريت مردم مي باشد.

    10. فرهنگ دو کارکرد اجتماعي و رواني دارد: کارکرد اجتماعي آن جمع آوري تعدادي افراد و اشخاص در يک جماعت مشخص است، و کارکرد رواني آن قالب ريزي شخصيت افراد است.

    11. مفهوم فرهنگ به خودي خود ارزشي ندارد و به همين دليل، اولاً، هيچ طايفه و قشر و قومي را نمي توان بدون فرهنگ ناميد، ثانياً، مي توان فرهنگ ها را براساس چهارچوب ها و معيارهائي مورد سنجش قرار داد و ارزش گذاري کرد.

    12. فرهنگ يک امر تحقق يافته است. فرهنگ يک جامعه، ناظر به کيفيت موجود در آن جامعه است. واقعيتي است که اکنون در آن جامعه وجود دارد. همين ويژگي يکي از وجوه تمايز بين«فرهنگ» و«دين» يا«ايدئولوژي» مي باشد. زيرا دين يک امر حقيقي ناظر به الگو و وضعيت مطلوب براي آدمي است حال آن که فرهنگ يک جامعه هيچ گاه کمال يافته مطلق و مطلوب نهايي نيست، بلکه همواره قابليت تکامل دارد.

    13. فرهنگ در عين اين که يک امر واحد است، ولي مرکب و مؤلف از عناصري است که هر کدام مي تواند ارزش گذاري مثبت يا منفي تلقي گردد. آن چه بعنوان فرهنگ ناميده مي شود برايندي است از اين جهات يا عناصر مثبت و منفي.

    الف ـ 2) تعريف فرهنگ عمومي: براي تعريف فرهنگ عمومي ابتدا بايد منظور از کلمه «عمومي» به کار رفته در اين ترکيب مشخص شود. در مجموعه سه احتمال قابل تصور است:

    1. «عمومي» صفت براي فرهنگ مي باشد، اما نه به عنوان تخصيص بلکه به عنوان وصف توضيحي. در اين فرض فرهنگ عمومي يعني فرهنگي که داراي وصف عموميت است.

    2. «عمومي» مضاف اليه براي فرهنگ مي باشد. مطابق اين فرض، فرهنگ عمومى يعنى فرهنگى كه متعلق به عموم مردم است و مترادف با فرهنگ عامه.

    3. «عمومي» وصف و قيد مخصوص براي فرهنگ مي باشد. در اين جا فرهنگ عمومي يعني عرصه اي از فرهنگ که رابطه اي مستقيم با عموم مردم دارد و در برابر فرهنگ خاصه قرار مي گيرد که بخش يا قلمرويي يا جنبه اي از فرهنگ قلمداد مي شود که چندان رابطه مستقيمي با عموم ندارد. از اين سه احتمال، احتمال اول و دوم منتفي است. منظور از فرهنگ عمومي بيان يکي از ويژگي هاي فرهنگ که تعلق آن به عموم مردم است نمي باشد. هم چنين مراد اين نيست که بخواهيم يکي از شئون عموم مردم را که همانا فرهنگ است بيان کرده باشيم، بلکه منظور از فرهنگ عمومي وجوه يا ابعاد يا قلمرو هايي از فرهنگ است که با عامه مردم در ارتباط مي باشد. در نتيجه آن جنبه ها يا وجوهي که مرتبط با بخش هاي خاص، اختصاصي و تخصصي است، از مفهوم فرهنگ عمومي خارج است.

    الف ـ 3) ويژگي ها و شاخص هاي فرهنگ عمومي: با توجه به آن چه در مورد تعريف فرهنگ عمومي ذکر شد مي توان گفت كه:

    1.فرهنگ عمومي داراي دو جهت«عيني» و«اعتباري» است که مي بايست هر دو را مد نظر داشت. هيچ کس بهتر از مقام معظم رهبري، آيت الله خامنه اي، اين دو بعد فرهنگ عمومي را تبيين نكرده اند. از نظر ايشان فرهنگ عمومي دو بخش دارد: يک بخش آن ظاهري و بارز مثل: شکل لباس و شکل معماري است که تأثير خاصي بر روي ذهنيات و خلقيات و منش و تربيت افراد دارد و بخش ديگرش مربوط به امور نامحسوس مثل اخلاقيات فردي و اجتماعي مردم، وقت شناسي، وجدان کاري، مهمان دوستي و احترام به بزرگترهاست.

    2. فرهنگ عمومي حوزه اي از نظام فرهنگي جامعه است که پشتوانه آن اجبار قانوني و رسمي نيست، بلکه تداوم آن در گرو اجبار اجتماعي اعمال شده از سوي آحاد جامعه و تشکل ها و سازمان هاي غيردولتي(غيررسمي) است. برخلاف حوزه فرهنگ رسمي که در نهايت، اجبار فيزيکي از آن حمايت مي کند، حوزه فرهنگ عمومي عمدتاً بر پذيرش و اقناع استوار است و عدم پاي بندي به آن مجازات، به معناي حقوقي کلمه، را در پي ندارد. به عبارت ديگر مفهوم فرهنگ عمومي در تقابل مردم ـ دولت مفهوم پيدا مي کند.

    3. فرهنگ عمومي مؤلفه هايي از فرهنگ است که تأثيرات آن عام و فراگير مي باشد و عامه مردم در کيفيت آن نقش دارند و از شيوه رفتارهاي عمومي مردم يا عرف و عادات و رسوم و زبان ساخته مي شود و يا تأثير مشهود مي پذيرد و عموم جنبه ها و عرصه ها و زندگي مردم را تحت تأثير قرار مي دهد و عموم مردم نسبت به آن ها حساسيت و شناخت دارند.

    4. فرهنگ عمومي، سازندگان و عاملان خاص خودش را دارد که بر بخشي از آن ها دولت نظارت مي کند. نزديک شدن به فرهنگ عمومي و اصلاح آن از طريق بخشنامه ميسر نيست.

    5. فرهنگ عمومي مانند کل نظام فرهنگي و فرهنگ، در چهار وجه ظاهر مي شود: دروني، رواني، نمادي، نهادي و آثار. از اين رو مي توان رگه هاي فرهنگ عمومي را در همه اين جلوه ها يافت. فرهنگ عمومي، در کنار فرهنگ رسمي، در همه حوزه هاي زندگي اجتماعي، خانواده، حکومت، اقتصاد و آموزش و پرورش و نظاير اين ها حضور دارد. از اين رو نمي توان آن را به حوزه مشخصي محدود ساخت.


    منبع: سايت حوزه

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %87
    تعداد آراء :
    2
    امتیاز شما :