پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • فرهنگ در پرتو انقلاب اسلامي  
  • 1391-12-20 12:48:5  
  • تعداد بازدید : 23   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  

    فرهنگ در پرتو انقلاب اسلامي


    نویسنده: مصطفی یاسینی

    ایجاد تحول وتغییر در نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از بارزترین نتایج یك انقلاب موفق است. انقلاب همزاد تحول است و بدیهی است كه تحقق تحولات مورد نظر انقلاب، مهم‎ترین نتیجه آن است.

    از میان عوامل گوناگون و مطالبات متعدد مردم، عوامل و مطالبات فرهنگی و مذهبی اصلی‎ترین محور حركت این نهضت اسلامی بود. ایجاد تحولی جامع و همه‎جانبه بر اساس باورها، مكتب و اصول اسلامی كه ایدئولوژی مبارزه را تشكیل می‎داد، اصیل‎ترین خواسته مردم‎ و ‎جامع‎ترین نماد مبارزه آنها بود. اعتقاد راسخ به توانمندی‎های شگرف فرهنگ اسلامی و ایمان به ظرفیت‎های بالای آن در ایجاد تغییرات ارزشی مطلوب، در تقویت این دیدگاه موثر بود. فرهنگ اسلامی كه قرن ‎ها پیش توسط پیامبر گرامی اسلام(ص) و پس از ایشان توسط امامان معصوم(ع) به جهان عرضه شده بود، به لحاظ حوزه گسترش آن در شئون اساسی زندگی و همچنین فطری بودن و جامع ‎نگر بودنش، توانمندی خود را به عنوان ابرفرهنگ مستقل و متعالی نشان داده بود. توجه به ارزش‎های والای انسانی نظیر آزادی، برابری، برادری، امانتداری و... و محور همه این ارزش ‎ها یعنی اعتقاد و ایمان توحیدی به خداوند متعال، موجب شده بود تا جان‎های تشنه دل‎خستگان روز به روز و بیش‎تر از پیش متوجه این فرهنگ غنی شود. به شهادت تاریخ، این فرهنگ با جانمایه‎های توحیدی خویش در برخورد با فرهنگ ایرانی، فرهنگ جامعی پدید آورد كه ضمن بهره‎برداری از ایدئولوژی غنی اسلام، اصالت‎های ایرانی خویش را كه تعارضی با مكتب نداشت، حفظ نمود و فرهنگ درخشان و پرسابقه ایرانی ـ اسلامی را ایجاد كرد. غنای فرهنگ ایرانی سبب شد تا نقش فرهنگ‎ساز دین در این زمینه اصیل و مستعد، درخشش دیگری یابد و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی به یكی از متعالی‎ترین و غنی‎ترین فرهنگ‎های جهان آن روزگار و امروز تبدیل شود. تراوش فرهنگی معارف اصیل اسلامی در زمینه‎های ایرانی، موجب تعمیق تاثیرات پایدار فرهنگی گردید. از سوی دیگر غنای این فرهنگ درخشان و سطح بالای تاثیرگذاری‎اش موجب شد در طول تاریخ ایران، فرهنگ‎پذیری ایرانیان از فرهنگ‎های دیگر به شدت كاهش یابد.

    1400 سال پس از پذیرش اسلام در ایران، انقلاب اسلامی برای تجدید حیات این فرهنگ اصیل به وقوع پیوست. حكومت پهلوی و وابستگان و همفكران آن تحت تاثیر فرهنگ غربی، نقش وجایگاه فرهنگ غنی اسلامی ـ ایرانی را در سیاستگذاری‎های فرهنگی كشور به دست فراموشی سپرده بودند و به دلیل جدا بودن سیاست‎های فرهنگی از ریشه‎ها‎ی تاریخی و هویتی ایرانیان، فرهنگ ملی را به شدت در معرض آسیب قرار داده بودند. یكی از آسیب‎های جدی‎ای كه بر پیكره این فرهنگ وارد شد، حاصل تلاشی بود كه در جهت سكولاریزه كردن فرهنگ و زدودن نقش دین از اجزای آن شكل گرفت. بر كسی پوشیده نیست كه راهكار فرهنگی رژیم پهلوی آن بود تا اسلام به عنوان یك فرهنگ برتر كنار گذاشته شود.

    راهكار اصلی رژیم پهلوی سكولاریزه كردن فرهنگ ملی بود. این امر به همراه راهكاری دیگر یعنی توسعه گفتمان‎های نژاد پرستانه و معرفی ایران به‎عنوان جامعه‎ای آریایی سبب شد كه ویژگی‎های مشكل آفرین اسلام سامی پررنگ و برجسته شود. علاوه بر اینها كوشش‎هایی صورت گرفت تا اسلامی به عنوان نتیجه تهاجمی عربی و دلیل اصلی عقب ماندگی ایران معرفی شود. محمدرضا از موضوعات و مباحث مربوط به گذشته قبل از اسلام استفاده كرد تا هویت خود را بر پایه یك تمدن بزرگ مبتنی بر ارزش‎های فرهنگ آریایی استوار سازد. او برای رسیدن به این هدف، سیاست‎هایی را مبتنی بر تاكید بر گذشته قبل از اسلام ایران طراحی كرد. برای نمونه می‎توان به پشتیبانی از طرح‎های مربوط به باستان شناسی مانند از زیر خاك درآوردن پایتخت‎های هخامنشیان و ساسانیان، جشن‎های 2500 ساله شاهنشاهی كه در تخت‎جمشید برگزار می شد، معرفی تقویم جدید بر اساس جلوس كوروش كبیر به جای تقویم اسلامی، اشاره كرد.

    رضا شاه كه در زمینه سكولاریزه كردن فرهنگ از كمال آتاترك متاثر شده بود، از مدت‎ها پیش این امر را به عنوان راهكار اصلی سلسله پهلوی معرفی كرده بود. كمال‎آتاترك سكولاریسم را جزء ضروری و لاینفك نوسازی و تغییر اجتماعی می دانست. به اعتقاد وی: سكولاریسم نه‎تنها جدایی دولت از نهاد‎های اسلامی بلكه آزادی فرد از مفاهیم و اعمال سنتی را نیز در بر می‎گیرد.

    هنگامی كه فاجعه كشف حجاب توسط رضاخان و تحت تاثیر مكتب كمالیسم به وقوع پیوست، هویت سكولار وی به شكلی آشكار پدیدار گشت. محمد رضا نیز سعی داشت با اهمیت دادن به آداب و رسوم پیش از اسلام و معرفی این آداب به عنوان منشا تمدنی بزرگ، آنها را معارض با دین جلوه دهد. انقلاب اسلامی بیش از هر چیز در پی تجدید حیات فرهنگ اصیل اسلامی ـ ایرانی بود. رهبر معظم انقلاب این تجدید حیات را چنین توصیف می كنند: «انقلاب اسلامی كه آمد، مثل مشتی به سینه مهاجم خورد و او را به عقب راند و تهاجم را متوقف كرد.در روزهای اول پیروزی انقلاب رفتار اجتماعی مردم ظرف مدت كوتاهی تغییرات اساسی پیدا كرد و ارزش‎هایی چون گذشت ، قناعت ، همكاری و گرایش به دین افزایش و اسراف و آز و طمع تقلیل یافت. این تحول فرهنگی متاثر از فرهنگ اسلامی بود. هر چند برای تعمیق آن سال‎ها وقت لازم است».

    انقلاب اسلامی كه هدف اصلی‎اش رشد و تعالی انسان بود، بیش از آنكه در پی اصلاح ساختار اجتماعی فرهنگ باشد، به دنبال اصلاح انسان‎ها بود و بنابراین در پرتو آن، اخلاق و تربیت اسلامی شكل گرفت. توجه به ایمان، اخلاق و تقوی، به عنوان ارزش‎های راستین فرهنگی نیز از ویژگی های منحصر به فرد انقلاب در مقایسه با سایر انقلاب‎هاست. انقلاب اسلامی علاوه بر بهره‎گیری از آموزه‎های غنی فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در روند تكاملی این فرهنگ نیز تاثیرات عمیقی ایجاد كرد. انقلاب اسلامی از آن جهت كه بر اساس ایدئولوژی اسلامی شكل گرفته بود، موجب تسریع پدیده تكامل فرهنگی شد. حركت به سوی كمال و رشد انسان ‎ها، مبنای دعوت به سوی دین است و ایدئولوژی اسلامی نیز با تكیه بر این معنا شكل گرفته است. حركت كلی نظام به سمت جامعه ایده‎آل اسلامی - در صورت تحقق - می توانست تا معارف دین را در خلاهای موجود، نفوذ داده، اهداف جامعه را به سوی اسلامی شدن پیش ببرد. انقلاب اسلامی نه تنها بر فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، بلكه بر فرهنگ مبارزات آزادیخواهانه در سراسر دنیا تاثیر گذاشت و فرهنگ مبارزه با استكبار را در قالب ایدئولوژی مكتب اسلام، به همه آزادیخواهان جهان معرفی نمود.

    منبع : روزنامه رسالت، شماره 7254 به تاريخ 11/2/90، صفحه 6

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :