پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • انقلاب اسلامي در تقابل با فرهنگ آمريكايي و اباحه گري  
  • 1391-08-02 10:36:9  
  • تعداد بازدید : 11   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • انقلاب اسلامی در تقابل با فرهنگ آمریکایی و اباحه گری

    متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینی

    در جمع مسئولین دفاتر شورای هماهنگی

    صفحه 336

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سوال بسیار مهمی امروزه پیش روی بشریت وجود دارد، آن است که در برابر فرهنگ مهاجم آمریکائی چه باید کرد . همه آنهایی که دارای فرهنگ و تمدن هستند و آن را پاس می دارند، سعی نمودند که به آن پاسخ گویند . قبل از اینکه این سوال در منطقه ما مطرح شود راجع به آن بطور فراگیر در کشورهای اروپائی بحث شده و سعی شده برای سوالاتی از قبیل: چگونگی اثرگذاری، نحوه اثرگذاری با توجه به پارامترهای آن، راه جلوگیری از آن و ... پاسخی پیدا شود و همچنین بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان در غرب و نقاط دیگر درباره این موضوع بحثهای مفصلی کرده اند که طرح آن از حوصله این جلسه خارج است . و شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی یکی از مهمترین جاهایی است که وظیفه دارد در برابر این هجوم بایستد .

    اباحی گری همیشه در دنیا و تاریخ بوده و هست . کسانی بودند که نسبت به هر سنتی بی قید بودند اعم از اینکه این سنت الهی، دینی، مذهبی و یا بومی باشد . اما آنها همیشه بعلت یک عامل مهم که موافق با غرایز و خواسته های نفسانی انسانهاست، جذب این اباحی گری شدند . سنتها همیشه قیدها و امور وجودی هستند که تقیدات و محدودیتهایی برای صاحب سنت ایجاد می کنند و همیشه کار ادیان تعیین حدود برای غرایز بوده البته هیچوقت انسانها را از همه جذابیتها و غرایزشان نهی نکرد و بلکه آنها را محدود و جهت دار کرده اند . مخصوصا با توجه به شناختی که بزرگان ما از اسلام به دست داده اند، اسلام هیچوقت به جنگ با غرایز آدمی نرفته، بلکه همه اینها را کانالیزه کرده است . بزرگترین ویژگی سنت و فرهنگ مهاجم آمریکایی این است که این فرهنگ یک فرهنگ اباحی گری است و اباحی گری هم جز فرهنگ آمریکایی نیست بلکه ذات آن فرهنگ است . اباحی گری، خیلی در دنیا بوده اما هیچوقت هم اباحه گرها در برابر کسانی که با منطق و اندیشه و سنت بودند، پیروز نشدند . پس اباحه گری به تنهایی شرط پیروزی نیست . عامل دومی که در فرهنگ آمریکایی وجود دارد ابزار ترویج و تبلیغی است که در اختیار آنهاست . امروزه هم با توجه به فضای گسترده شبکه جهانی درصد بالائی از تریبونهای جهانی در اختیار فرهنگ آمریکایی است، اعم از اینکه این فرهنگ داخل آمریکا باشد یا وابستگان به فرهنگ آمریکایی در هر جای از دنیا سخن بگویند یعنی ممکن است که یک تلویزیون در آلمان یا فرانسه و یا یک تلویزیون در منطقه ما در حقیقت مبلغ و مروج فرهنگ آمریکایی باشد، مروج فرهنگ اباحی گری باشد و مروج این باشد که شما هرچه ساده تر است را انتخاب کنید و همان کار را انجام بدهید . در برابر حق یک "چرا" بگذارند و به راحتی از کنار آن بگذرند . اباحی گری جذابیتهایی دارد و در کنارش تریبون هم پیدا کرده تریبونی که اکثریت تریبون دنیا است . به نظر می رسد که تا اینجا هم چندان مسئله مهم نیست . گام سوم خطرناکترین گامی است که فرهنگ آمریکایی توانسته بردارد و آن اینکه برای اباحی گری فلسفه بافته و برای آن حکمت تراشیده است . در گذشته مروجین اباحی گری بودند که دلباخته این روش بودند اما به واسطه اینکه در مقام گفتگو، مجادله، برهان کم می آوردند به راحتی از صحنه روزگار کنار زده می شدند، چراکه فلسفه و منطق نداشتند در حالیکه انسانها در مقیاس بالا تابع منطق هستند . امروزه این فرهنگ که تریبون هم در اختیار دارد، دارای فلسفه شده است . از پایه در مباحث شناخت شناسی برای این روش و فکر فلسفه بافتند . اگر از کسی پرسیده شود که چرا به سمت اباحی گری می رود؟ انگیزه اصلی رفتن به سمت اباحی گری، جذابیت ظاهری آن است . و علت خارجی اش هم تریبونهایی است که وجود دارد . اگر اباحه گر به نقطه ای برسد که برای اباحه گری فلسفه ببافد، برهان و استدلال پیدا بکند، کار چندین برابر مشکل می شود . این از ویژگیهای غربی هاست که برای حرفشان فلسفه بافی می کنند و با ارائه برهان و استدلال کارهای زشت را موجه جلوه می دهند . پس عامل بزرگ تهاجم فرهنگ آمریکایی اباحی گری فلسفه یافته با تریبون است . روندی که قبل از انقلاب شروع شده بود که تمام نظام بطور یکپارچه مبلغ آن فلسفه بود، اگر ادامه پیدا می کرد ما امروز صدها برابر جامعه ای فاسدتر از بعضی از کشورهای همسایه مان داشتیم . ولی انقلاب چه کرد؟ بزرگترین کار انقلاب اسلامی این بود که این روند را کند کرد . و در بسیاری از مواقع این روند را متوقف کرد . در بسیاری از فرازها تنها نمادی که در دنیا در برابر این فلسفه ایستاد، انقلاب اسلامی ایران بود . به خاطر اینکه انقلاب ایران بازگشتی به دین مداری و احیا تفکر دینی در دنیا بود . در برابر این هجوم چه باید بکنیم . این پاسخ بسیار سختی است، اما وجود دارد . اول مسئله این است که ما باید در تبلیغات خودمان تجدیدنظر کنیم . روشهای تبلیغی ما کهنه شده; روشهای تبلیغی ما باید عوض شود . تبلیغات ما نباید به پوستر و عکس منحصر شود . این روشها در زمان خودش بسیار کارا و هم لازم بوده است . شرط لازم است ولی شرط کافی نیست . اگر بنا است در برابر آن فلسفه مهاجم با تریبون بایستیم و اصلا فلسفه وجودی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی نیز همین است، شرط اول آن این است که ما نیز در زمینه تبلیغاتمان نسبت به فلسفه و اندیشه ای که داریم کار کارشناسی انجام دهیم; راههای جدید تبلیغات را با تشکیل ستادهای متعدد بشناسیم . در مناسبتی به امام گفتم که ما کارشناس تبلیغات کم داریم; فرمودند: شما امروز به این رسیدید، من یک عمر است که دارم می گویم .

    مسئله دوم این است که فلسفه ای که ما داریم به روز کنیم . چون ستیز، ستیز فلسفی است و در ظاهر خارجی، ستیز تریبونهاست انگیزه اصلی جنگ فطرت با غریزه است اما در پشت تریبونها ستیز فیلسوفان است ما باید تلنگر به فطرت موجود در انسانها بزنیم، آنها تلنگر بر غریزه موجود در انسانها می زنند . مخاطب ما فطرت است، ولی مخاطب آنها غریزه است . تریبون ما کمتر است اما سلاح ما برنده تر است چون فطرت تیغش از غریزه برنده تر است به شرطی که پشت این تریبون برای صحبت کردن یک فلسفه (نه به معنی جوهر و کاغذ) به معنای مکتب فکری و یک متد عقلی با روشهای جدید و روزآمد باشد .

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :