پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • استاد شيخ حسين انصاريان  
  • 1391-04-20 20:2:30  
  • تعداد بازدید : 292   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  

    استاد شیخ حسین انصاریان

    قرنهاست كه شهرستان خوانسار چهره هاى بزرگ علمى و ادبى و هنرى و چهره هايى بس ماندگار را به جامعه بشرى تحويل داده است .

    چهره هاى عالم و ملكوتى مانند مرحوم آية الله العظمى آقا حسين خوانسارى (رحمه الله) ، مرحوم آية الله العظمى آقا جمال خوانسارى (رحمه الله) ، مرحوم آية الله العظمى سيد محمد تقى خوانسارى (رحمه الله) ، مرحوم آية الله العظمى سيد احمد خوانسارى (رحمه الله) و هزاران عالم ديگر همگى برخاسته از اين قطعه ايران اسلامى مى باشند .

    دانشمند معظم ، استاد حسين انصاريان در18 آبان ماه سال 1323 در اين شهر عالم پرور متولد شد .

    پدر او از خاندان حاج شيخ مى باشد . اين خاندان از خانواده هاى شناخته شده و خدمتگذار به دين بوده اند و عالمان باعظمتى در اين خاندان بزرگ به چشم مى خورد . مرحوم آية الله العظمى شيخ موسى انصاريان ( خوانسارى ) (رحمه الله) كه شخصيت علمى و دينى او بر اهل فن پوشيده نيست نيز از همين خانواده بود .

    مرحوم امام خمينى رضوان الله تعالى عليه مى فرمودند : بهترين كتاب صلاة در فقه شيعه ، كتاب مرحوم آية الله انصاريان مى باشد . او دهها اثر علمى از خود بجا گذاشت كه منية الطالب كه تقريرات درس مرحوم نائينى است از آثار علمى آن بزرگوار مى باشد .

    در شهر نجف قاطبه علما به مرجعيت آن مرحوم ـ بعد از آية الله العظمى اصفهانى ـ اعتقاد داشتند ، اما عمر او كفاف نداد و قبل از مرحوم سيد از دار دنيا رفت .

    خانواده مادرى استاد ، از سادات مصطفوى آن شهر مى باشند كه جد مادرى استاد از چهره هاى شناخته شده و امين آن شهر بوده و بارها اتفاق مى افتاد كه علماى زيادى كه از نجف و قم به خوانسار مى آمدند به منزل او وارد مى شدند .

    استاد در سن 3 سالگى خاطره اى در اين مورد بيان مى كنند :

    « روزى آية الله العظمى محمد تقى خوانسارى (رحمه الله) به منزل جد ما آمده بود . من در سنين كودكى در اتاق را باز كردم و مستقيم به طرف آية الله خوانسارى رفتم و در آغوش او نشستم . پدربزرگم جلو آمد كه من را به اندرون ببرد . آية الله خوانسارى جلوى او را گرفت و مرا نوازش كرد و از من پرسيد : مى خواهى در آينده چكاره شوى؟ جواب دادم : مى خواهم مثل شما بشوم . ايشان در حق من دعا كرد .

    هر گاه شبح آن خاطره از ذهنم مى گذرد ، و ياد آن چهره ملكوتى و دعاى آن بزرگوار كه مى افتم ، يكى از شيرين ترين خاطرات عمرم در ذهنم تداعى مى شود » .

    استاد انصاريان در سومين بهار زندگى بود كه دست تقدير ، خانواده او را منتقل به تهران كرد ، و در يكى از محله هاى مذهبى آن شهر ـ خيابان خراسان ـ سكونت گزيدند .

    محور علمى آن منطقه در آن زمان مرحوم آية الله حاج شيخ على اكبر برهان (رحمه الله) بود . استاد در همان اوان كودكى از محضر پرفيض آن استاد الهى بهرمند شد . معظم له بارها به اين نكته اذعان مى كند كه : « تاكنون مانند و همتاى او را در ميان چهره هاى روحانى نديده ام » .

    آية الله برهان كه عالمى تحصيل كرده و مجتهدى وارسته بود ، در آن روزها امامت جماعت مسجد لُر زاده را عهده دار بود . آن عالم آگاه مسجد را به نحوى اداره مى كرد كه خردسال و جوان و پير مجذوب آن كانون الهى بودند . همچنين آن مرحوم مدرسه اى را در آن منطقه بنا گذاشت كه شاگردان از كلاس اول تحت تربيت مستقيم آن مرحوم قرار گرفته بودند .

    استاد انصاريان يكى از خاطرات خود را در مورد مرحوم برهان چنين بيان مى كند :

    « بارها از آن مرحوم در منبر و كلاس شنيده بودم كه علاقه اى نداشت در تهران از دنیا برود و در تهران دفن شود ، و اين مسأله به عنوان دعايى در آمده بود كه آن مرحوم با اشك چشم در ليالى احيا به محضر پروردگار عرضه مى كرد . عاقبت آن بزرگوار در سال 1338 زمانى كه من 14 سال بيشتر نداشتم در سفر حج در حريم امن پروردگار از دنيا رفت و پيكر پاك او در شهر جده نزديك به مدفن حضرت حوا دفن گرديد » .

    ديدن چهره ملكوتى آن استاد اخلاق ، و منش و روش زندگانى او در استاد اثر عميق بخشيد ، به نحوى كه استاد جاى خالى آن معلم الهى را تا هم اكنون نيز در وجود خود حس مى كند .

    استاد انصاريان از كودكى با چهره هاى الهى مأنوس بود . چهره هايى مانند مرحوم آية الله سيد محمد تقى غضنفرى (رحمه الله) از علمای بزرگ شهر خوانسار ـ كه باز هم خاطره اى از آن مرحوم از زبان استاد بيانگر اين انس و الفت روحانى و معنوى معظم له با بزرگان و فرزانگان است :

    « سال اولى كه به سلك محصلان دينيّه در آمده بودم ، و خبر آن به مرحوم غضنفرى رسيد ، در منزل خود به مناسبت طلبگى من مهمانى خاطره انگيزى را ترتيب داد و در آن مهمانى از بستگان پدرى و عده اى از اهالى محل را دعوت نمود .

    اين مهمانى از آن عالم وارسته آن هم به مناسبت اينكه من قدم در وادى علم گذاشته بودم آن هم در سنين جوانى ، اثر تشويقى بسزايى در من داشت . مرحوم غضنفرى عالمى وارسته و ساده زيست بود و سالها در شهر خوانسار در زمان طاغوت نماز جمعه را اقامه مى نمود » .

    يكى ديگر از آن چهره هاى ملكوتى ، مرحوم آية الله سيد حسين علوى خوانسارى (رحمه الله)بود . مرحوم علوى از مجتهدان سرشناس خوانسارى بود و درمحله بالاى خوانسار ـ محله مادرى استاد ـ اقامه جماعت و تدريس داشته و صدها محصل علوم دينى از محضر او استفاده ها بردند . ايشان در حالى از نجف اشرف به خوانسار آمده بودند كه استادان آن بزرگوار اجتهاد او را مكتوباً تصريح نموده بودند .

    باز هم پاى صحبت استاد مى نشينيم و خاطره اى از آن مرحوم مى شنويم :

    « سال اولى بود كه ملبس به لباس روحانيت شده بودم و براى ديدن جد مادرى مرحوم سيد محمد باقر مصطفوى (رحمه الله) و جده ام و اقوام به خوانسار رفته بودم . يكى از آشنايان مرا در خيابان ديد و گفت : حاضرى ده شب در مسجد آقا اسد الله منبر بروى ؟ گفتم : حاضرم . روز اولى كه به مسجد رفتم ديدم آن عالم بزرگوار ـ مرحوم آية الله علوى ـ در جمع مستمعان نشسته است . تعجب كردم كه آن عالم و مجتهد بزرگوار به چه مناسبت پاى منبر جوان نوپايى چون من آمده بود ، پيش خود گفتم : شايد با بانى مجلس رابطه اى دارد ، اما با كمال تعجب ديدم تمام اين ده روز در مجلس شركت كرد و شركت او هم بخاطر تشويق من بوده است » .

    يكى ديگر از آن چهره ها آية الله حاج سيد محمد على ابن الرضا خوانسارى دامت بركاته است كه استاد از كودكى به مناسبت نسبت فاميلى كه به ايشان داشتند ، با ايشان حشر و نشر داشته اند . استاد در خصوص ارتباط با اين عالم متخلق چنين مى فرمايد :

    « از همان ايام كودكى يك نكته اساسى و زيبا از حضرت آقاى ابن الرضا دامت بركاته ـ كه داراى موقعيت علمى و شخصيت اجتماعى ممتاز و صفاى باطن هستند ـ در ذهنم نقش بسته بود كه : در هر شب جمعه بعد از نماز عشاء ، زيارت حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السلام) ( وارث ) را ايستاده و با شور و حال براى عموم مردم قرائت مى كردند كه ارتباط اين عالم بزرگوار به اين كيفيت با حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) اثرات مثبتى در روحيه من داشت » .

    از جمله افرادى كه استاد با آن چهره ها ارتباط داشته اند مى توان از مرحوم الهى قمشه اى (رحمه الله) نام برد كه استاد در جلسه اخلاق آن مرحوم استفاده ها برده است .

    مجموعه اين عوامل ـ عامل خانواده و مربّى اخلاق ـ باعث شد كه استاد پس از تكميل دروس دبيرستانى ، راه طلبگى را در پيش بگيرد و پس از مشورت با مرحوم الهى قمشه اى (رحمه الله) دروس طلبگى را آغاز كند .

    تحصيلات استاد در دو حوزه علمى تهران و قم بوده است . در تهران ادبيات را آغاز مى كند و پس از اتمام ادبيات به محضر عالم ربانى حضرت آية الله ميرزا على فلسفى دامت بركاته ـ كه آن روزگار بعد از مرحوم برهان در مسجد لُر زاده اقامه جماعت داشته اند ـ مى رسد و از ايشان تقاضا مى كند كتاب معالم الاصول را به صورت خصوصى براى ايشان تدريس فرمايد . آن عالم كم نظير ـ كه جزء معدود كسانى هستند كه مرحوم آية الله العظمى خوئى (رحمه الله) كتباً به اجتهاد او تصريح داشته ـ تقاضاى استاد را مى پذيرد و پس از اتمام لمعتين و معالم از محضر آية الله فلسفى كسب اجازه مى نمايد تا به حوزه علميه قم مهاجرت نمايد . آية الله فلسفى استاد را تشويق نموده و ايشان را با مهربانى در آغوش مى گيرد و زمانى كه استاد تقاضاى نصيحتى مى كند كه ره توشه راه او باشد ، آية الله فلسفى حديثى را از پيامبر بعنوان هديه و زاد به او مى فرمايد كه : « مَن كَانَ لِلَّهِ كانَ اللّهُ لَه » . استاد انصاريان مى فرمايد : « از آن روز تا به امروز سعى كردم به سفارش ایشان عمل کنم و دست عنایت خداوند را هم در زندگی خود دیدم . آرى ، هركس كه با او باشد خدا نيز با او خواهد بود » .

    استاد در حوزه علميه قم نيز مانند تهران سعى مى نمايد با چهره هاى الهى مأنوس باشد . لذا به محضر مرحوم آية الله حاج شيخ عباس طهرانى (رحمه الله) مى رسد و از محضر پربركت او بهره ها مى برد .

    همچنين در جلسات اخلاقى مرحوم حاج آقا حسين فاطمى (رحمه الله) شركت مى نمايد و در اين زمينه مى فرمايد :

    « غالب سخنرانى هاى اخلاقى آية الله فاطمى همراه با اشك چشم و شور و حال از جانب خود آن مرحوم و شاگردان بود » .

    سرانجام بدست مبارك مرحوم آية الله حاج شيخ عباس طهرانى (رحمه الله) ملبس به لباس روحانيت مى گردد و تحصيلات خود را اينگونه ادامه مى دهد :

    رسائل و مكاسب و كفايه را نزد علماى گرانقدرى مانند آية الله اعتمادى ، آية الله العظمى فاضل لنكرانى ، آية الله صالحى نجف آبادى و آية الله صانعى فرا مى گيرد .

    پس از اتمام سطوح عاليه وارد مرحله استنباطى فقه و اصول ـ درس خارج ـ مى گردد . در اين قسمت هم از محضر فقهاى عظام : مرحوم آية الله سيد محمد محقق داماد (رحمه الله) ، مرحوم آية الله منتظرى(رحمه الله) ، مرحوم آية الله حاج شيخ ابوالفضل نجفى خوانسارى (رحمه الله) و بالاخص ساليانى از محضر مرحوم آية الله العظمى حاج ميرزا هاشم آملى (رحمه الله) استفاده ها مى نمايد ، كه حاصل اين برهه از ايام تحصيلى استاد ، تقريرات گرانمايه فقه و اصول درس مرحوم آية الله حاج ميرزا هاشم آملى (رحمه الله) است كه ايشان به رشته تحرير در آورده اند ، که این اثر بصورت مخطوط می باشد و مباحث حكمت را از حضور آية الله گيلانى معاني و بيان و بديع را از محضر حجة الاسلام و المسلمين جوادي در تهران استفاده نمودند .

    لازم بذكر است كه در پس اين تلاش چشم گير ، معظم له از بزرگان آيات و مراجع تقليد مانند : مرحوم آية الله العظمى ميلانى (رحمه الله) و مرحوم آية الله العظمى آخوند همدانى (رحمه الله)و مرحوم آية الله كمره اى (رحمه الله) و مرحوم آية الله العظمى گلپايگانى (رحمه الله) و مرحوم آية الله العظمى حاج سيد احمد خوانسارى (رحمه الله) و مرحوم آية الله العظمى مرعشى نجفى (رحمه الله) و مرحوم آية الله العظمى امام خمينى (رحمه الله) صاحب اجازات علميه و روائيّه مى باشند .

    استاد بعد از تحصيل علوم دينى و اتمام مدارج عاليه حوزوى و استفاده از محضر بزرگان و اساتيد حوزه علميه براى رسيدن به هدف اصلى خود ـ كه مهمترين مسئله براى يك محصل علوم دينى محسوب مى شود ـ كه همان تحقيق و تأليف و تبليغ علوم اسلامى مى باشد ، از حوزه علميه قم به تهران مراجعت مى نمايد و تاكنون بيش ازچهل سال است كه علاوه بر حدود سی هزار ساعت سخنرانی در داخل وخارج کشور مشغول خدمت در انجام وظائف الهى مى باشند .

    شش هزار نوار سخنرانى بى تكرار و بيش از هشتاد عنوان كتاب درقالب 128 جلد ـ از محصولات اقامت اجبارى معظم له در تهران مى باشد .

    فهرست تأليفات فارسی:

    1 ـ ترجمه قرآن كريم .

    2 ـ ترجمه نهج البلاغه .

    3 ـ ترجمه صحيفه سجاديه .

    4 ـ ترجمه و بازنويسى مفاتيح الجنان .

    5 ـ شرح دعاى كميل جلد 1و2. چاپ جديد

    6 ـ اهل بيت (عليهم السلام) عرشيان فرش نشين

    7 ـ معاشرت .

    8- جلوه هاي رحمت الهي

    9- فرهنگ مهرورزي

    10- عبرت آموز

    11- زيباييهاي اخلاق

    12- توبه آغوش رحمت

    13- بربال انديشه (جلد 1)

    14- بر بال انديشه (جلد 2)- در دست چاپ

    15- با كاروان نور

    16- سيماي نماز

    17- لقمان حكيم

    18- فروغي از تربيت اسلامي

    19- رسائل حج

    20- ديوان مسکین (مجموعه اشعار عرفانی)

    21- پرسشها و پاسخها- 5 مجلد (در دست چاپ)

    22- نظام خانواده در اسلام

    23- مونس جان

    24- عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعه ) 15 مجلد . چاپ جديد

    25- ديار عاشقان (تفسیرو شرح صحيفه سجاديه ) 15 مجلد . (چاپ جدید)

    26- سيري در معارف اسلامي جلد 1(عقل كليد گنج سعادت)

    27- سيري د رمعارف اسلامي جلد2(عقل محرم راز ملكوت)

    28- سيري د رمعارف اسلامي جلد3(حديث عقل و نفس)

    29- مجموعه سخنرانيهاي موضوعي(22 عنوان) قطع پالتویی.

    30- اسلام و كار و كوشش .

    31- اسلام و علم و دانش .

    32- امام حسن بن على (عليه السلام) را بهتر بشناسيم .

    33- معنويت ، اساسى ترين نياز عصر ما .

    34 ـ بسوى قرآن و اسلام .

    35 ـ مرز روشنايى ( اشعار ) .

    36 ـ مناجات عارفان ( اشعار ) .

    37 ـ چشمه سار عشق ( اشعار ) .

    38 ـ گلزار محبت ( اشعار ) .

    39 ـ عبرتهاى روزگار .

    40 ـ نسيم رحمت .

    41 ـ اخلاق خوبان .

    42 ـ در بارگاه نور .

    43 ـ چهل حديث حج .

    44 ـ حج وادى امن .

    45 ـ چهره هاى محبوب و منفور قرآن .

    46 ـ ادب و آداب زائر

    47 ـ راهى بسوى اخلاق اسلامى .

    48 ـ ولايت و رهبرى از ديدگاه نهج البلاغه .

    49 ـ مجموعه مقالات .

    51 ـ عبوديت .

    52 ـ شفا در قرآن .

    53 ـ نفس .

    54 ـ تقريرات درس مرحوم آيت الله العظمى حاج ميرزا هاشم آملى ( مخطوط ) .

    55 ـ تقريرات درس خارج مرحوم آية الله حاج شيخ ابوالفضل نجفى خوانسارى ( مخطوط ) .

    56-سیری درمعارف اسلامی(18 جلد مجموعه سخمرانی های موضوعی)     

    همچنين كتابهاى استاد معظم كه تا كنون به زبانهاى خارجى ترجمه وچاپ شده عبارتند از :

    1 ـ با كاروان نور ( انگليسى ) .

    2 ـ نظام خانواده در اسلام ( انگليسى ) .

    3 ـ نظام خانواده در اسلام ( اردو ) .

    4 ـ نظام خانواده د ر اسلام ( روسى) .

    5 ـ نظام خانواده در اسلام ( تركى استانبولى) .

    6 ـ نظام خانواده در اسلام ( عربى ) .

    7 ـ شرح دعاى كميل ( عربى ) .

    8 ـ شرح دعاى كميل ( اردو) .

    9 ـ شرح دعاى كميل ( انگليسى ) .

    10 ـ توبه آغوش رحمت ( عربى ) .

    11 ـ توبه آغوش رحمت ( انگليسى ) .

    12 ـ توبه آغوش رحمت ( اسپانیولی) .

    13- توبه آغوش رحمت (اردو)

    14 ـ لقمان حكيم ( اردو ) .

    15- ديار عاشقان (انگليسي) دوجلدي

    16- اهلب بيت (اردو)

    17- اهل بيت(عربي)

    18- اهل بيت(انگيسي)

    19- اهل بيت(روسي)

    20- معاشرت (عربی اردو انگلیسی)

    نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت علمی استاد حسین انصاریان

    پاسدارى از مرزهاى اعتقادى و اخلاقى مكتب تشيع و تبليغ و ترويج معارف اهل بيت عليهم السلام مرهون مجاهدت عالمانى است كه با درك درست از توان و قابليت هاى خداداى و تعريف جايگاه خود، بر اساس تكليف در هر عصر و زمانى برگى از تاريخ تشيع را به خود اختصاص داده اند. در تورق تاريخ حوزه هاى تشيع به نام بزرگانى برمى خوريم كه در يكى از عرصه هاى پژوهش، آموزش، و يا «تبليغ» و يا همه ى آنان، چون ستارگانى تابناك مى درخشند. انديشمند محقق حضرت علامه استاد حسين انصاريان «دام عزه الشريف» كه امروز از برجستگان و نام آوران عرصه ى «تبليغ»به شمار مى آيند در دو عرصه ى «پژوهش» و «آموزش» نيز براى قشر فرهيخته خواص جامعه عالمى شناخته شده است اما متأسفانه اين دو بعد از زندگى علمى و معنوى ايشان در بين عامه ى مردم به دليل گستردگى فعاليت هاى تبليغى ناشناخته باقى مانده است، او كه بر اساس احساس تكليف و نياز جامعه، به خاطرحركت هاى ضد ارزش و ضد دينى رسانه هاى رژيم ستم شاهى، رسالت خود، بر دفاع از دين و ارزش هاى مكتب در جايگاه وعظ و خطابه ترسيم كرده بود، و به خاطر همين رويكرد، همواره مورد تشويق مراجع عظام تبليغ و بزرگان دين قرار گرفت هرگز در محافل پژوهشى و آموزشى به معرفى خود نپرداخت. اگر از نقش استاد حسين انصاريان در عرصه ى «آموزش» تنها به الگوگيرى صدها طلبه جوان در زاويه ى ديد و چگونگى ورود و خروج اين استاد به مباحث دينى به ويژه در وعظ و خطابه و استفاده ى صدها تن از مبلغان و وعاظ و سخنرانان از صدها نوار و نوشتار ايشان براى مخاطبان خود در سطوح علمى گوناگون بسنده كنيم و قضاوت را به اهل اين عرصه بسپاريم به جرأت مى توان گفت: اين عالم فرزانه كه بيش تر مردم او را تنها به منبرهاى عالمانه، صداى دلنشين و روضه هاى عارفانه مى شناسند؛ در عرصه ى پژوهش و نگارش، پژوهشگر و نويسنده اى گمنام به شمار مى آيد، كه حق و جايگاه او در اين عرصه از سوى جامعه ى علمى ما ادا نشده است.

    استاد انصاريان كه در 18 آبان ماه سال 1323 ه. ش در شهر مذهبى و عالم پرور خوانسار و در خانواده اى مذهبى و عالم پرور «انصاريان» ديده به جهان گشود، از همان سنين كودكى با ديدن چهره ى نورانى مرجع عالى قدر آيت الله العظمى سيدمحمدتقى خوانسارى تصميم خود را براى پوشيدن رداى مقدس تبليغ دين و معارف اهل بيت عليهم السلام را گرفت. مهاجرت خانواده ى استاد از خوانسار به تهران و سكونت وى در خيابان خراسان و در يكى از محله هاى مذهبى اين شهر، فصل جديدى را در زندگى او رقم زد، آشنايى استاد انصاريان در اين منطقه با عالم ربانى و متخلق به اخلاق الهى آيه الله حاج شيخ على اكبر برهان «رحمه الله» و تحصيل در مدارس ابتدايى و راهنمائى و دبيرستان تحت پوشش انديشه هاى اين عالم، نقش محورى را در شكل گيرى شخصيت علمى و معنوى وى ايفا كرد، شخصيتى كه هنوز استاد هم از او به يگانه دوران ياد مى كند. جذابيت معنوى آيت الله العظمى محمدتقى خوانسارى «رحمه الله»، آيه الله حاج سيدمحمدعلى ابن الرضا خوانسارى در كودكى، سيره و سلوك آيه الله حاج شيخ على اكبر برهان و آيه الله سيدمحمدتقى غضنفرى و آيه الله سيدحسين علوى خوانسارى در ايام نوجوانى در كنار جذبه هاى معنوى و اخلاقى حكيم آيت الله الهى قمشه اى كه در دوارن دبيرستان در درس اخلاق وى شركت مى كرد موجب شد تا استاد انصاريان پس از مشورت با حكيم آيه الله الهى قمشه اى «رحمه الله» دروس طلبگى را آغاز كند و با ورود به حوزه ى علميه به آرزوى ديرينه خود جامه ى عمل بپوشاند. خبر طلبه شدن استاد براى برخى از روحانيون منطقه ى خوانسار به قدرى خوشايند بود كه علماء آن منطقه ايشان را فوق العاده مورد تقدير و تشويق قرار دادند استاد انصاريان در حوزه ى علميه تهران پس از گذراندن دروس ادبيات و اتمام معانى و بيان و بديع نزد حجه الاسلام و المسلمين جوادى درس خصوصى معالم الاصول را نزد عالم ربانى حضرت آيه الله ميرزاعلى فلسفى «رحمه الله» به پايان برد ، پس از اتمام اين مقدمات حضرت استاد آماده هجرت به شهر جهاد و علم و اجتهاد بارگاه نورانى حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها شدند. استاد انصاريان در حوزه علميه قم از دروس معنوى و عرفانى آيت الله حاج شيخ عباس طهرانى رحمه الله و حاج آقا حسين فاطمى بهره مند و به دست مبارك آيت الله حاج شيخ عباس طهرانى ملبس شد. در حوزه ى علميه قم، رسائل، مكاسب و كفايه نزد آيات عظام فاضل لنكرانى (ره)، اعتمادى، صالحى نجف آبادى و صانعى فرا مى گيرد و پس از اتمام سطوح عاليه در درس خارج آيات عظام، سيد محمد محقق داماد، حاج شيخ حسينعلى منتظرى، شيخ ابوالفضل نجفى خوانسارى، حاج ميرزا هاشم آملى حاضر شد و مباحث حكمت را از محضر آيه الله انصارى شيرازى و مرحوم اشكورى آموخت. ثمره ى سال ها درس و بحث استاد انصاريان در حوزه ى قم در اجازه نامه هاى علمى و روايى از محضر بزرگانى چون آيه الله العظمى ميلانى، آيه الله العظمى آخوند ملا على معصومى همدانى، آيه الله العظمى سيداحمد خوانسارى، آيه الله العظمى امام خمينى (ره)، آيه الله العظمى گلپايگانى، آيه الله العظمى مرعشى نجفى، آيه الله ميرزا خليل كمره اى، آيه الله العظمى فاضل لنكرانى خود را نشان مى دهد. اما ميوه ى سال ها تلاش او در درس و بحث و زيارت بارگاه فاطمه معصومه سلام عليها و اساتيد اخلاق و عرفان، زاويه ديد و معرفتى از قرآن و عترت بود كه در خطابه ها و نوشتارهاى وى به ظهور رسيد و عاشقان مكتب اهل بيت عليهم السلام را سيراب كرد. چندين هزار مجلس سخنرانى و تبيين معارف الهى بر پايه اصيل ترين منابع علمى شيعه كه دستاورد آن بيش از نه هزار نوار سخنرانى بى تكرار است و بيش از يكصد جلد تأليف پژوهشى در حوزه هاى مختلف علوم دينى است. بر كسى پوشيده نيست، ترجمه تخصصى است، كه هر كس را صلاحيت ورود به عرصه ى آن نيست، چرا كه گذشته از ممحض بودن فرد در آن و تلاش براى تسلط بر دو زبان مبدء و مقصد، نيازمند احاطه كامل به موضوع و درك درست از واژگان و مفاهيمى است كه مترجم بتواند با استخدام آنان امانت دار زبان مبدء و انتقال معانى و مفاهيم هم به مخاطب باشد. ترجمه ى «قرآن مجيد»، «نهج البلاغه»، «صحيفه ى سجاديه» و «مفاتيح الجنان» از سوى استاد به گونه اى در جامعه ى علمى، ادبى خود را به منصه ظهور رسانده است كه گويى استاد تمام عمر خود ممحض در حوزه ى ترجمه بوده است. تسلط استاد بر ادبيات عرب و ادبيات فارسى و درك درست از معانى و مفاهيم قرآن و كلام اهل بيت عليهم السلام موجب شده است تا استاد بهاءالدين خرمشاهى در كتاب «بررسى ترجمه هاى امروزين فارسى قرآن كريم» پس از نقد و بررسى اين ترجمه در جمع بندى نهايى آن، قضاوت انديشمندان و منتقدان و قرآن پژوهان و نيز برداشت خود را اين گونه به پايان برد. «آن را ترجمه اى موفق و مفهوم و داراى كم ترين ميزان لغزش و سهو علمى، ارزيابى مى كنند، چنان كه ارزيابى ماهم همين است و اين ترجمه را از بهترين ترجمه هاى عصر جديد مى دانيم» همچنين استاد بهاءالدين خرمشاهى اضافى مى نمايد: «شايد خوانندگان گرامى از اين ارزيابى انتقادى كه بيشتر محسنات و موفقيتهاى ترجمه و مترجم را بيان مى كند قدرى تعجب كنند كه با مقاله هاى ديگر همين كتاب هم فرق دارد. پاسخش اين است كه نگارنده اين سطور برگه دانى دارد كه دهها مورد از لغزشگاه هاى ترجمه را در آنجا طبق نظم و ترتيب قرآنى سوره ها و آيه ها آورده است و در ارزيابى انتقادى هر ترجمه اى به آن مراجعه مى كند. حال اين از حسن و ميزان بالاى درجه دقت ترجمه ایشان استکه در اغلب مواردگرفتار لغزشها در ترجمه نشده اند و نقد نيز فقط گفتن و بر شمردن و جست و جو كردن كژيها و كاستيها نيست و اخلاق و انصاف، پوشيده داشتن محسنات را روا نمى دارد» تسلط استاد بر معارف الهى و موضوعات دينى و برداشت هاى عالمانه و عارفانه ايشان از آيات و روايات و ادعيه ى مأثوره از اهل بيت عليهم السلام موجب شده است كه كتب ايشان مورد استقبال تشنگان معارف وحيانى و اهل بيت عليهم السلام در خارج از كشور قرار گيرد. ترجمه ى دهها جلد از كتاب هاى استاد انصاريان به زبان هاى عربى، اردو، انگليسى، تركى استامبولى، نام اين استاد ترجمه را نيز در فهرست اساتيدى قرار داده است كه كتاب هايش به زبان هاى زنده ى دنيا هم ترجمه شده است. انس و الفت معنوى استاد انصاريان از دوران طفوليت با «قرآن»، «نهج البلاغه»، «صحيفه ى سجاديه» و «مفاتيح الجنان» كه با گذشت زمان به تلاش براى ارتباط با معانى و مفاهيم اين كتب الهى و نورانى انجاميد به منبع اصلى مباحث و سخنرانيها و نوشتارهاى ايشان تبديل شد، تكرار واژه ها و مفاهيم نورانى و تحقيق و تتبع در كشف معانى برداشت هاى نوين از اين كتب در طى سال هاى متمادى او را به سمت تفسير و شرحى از آيات و روايات و نيز ادعيه ى مأثور از اهل بيت عليهم السلام رساند كه از لطافت ها و ظرافت هاى خاص به خود برخوردار است تا جايى كه مرجع فقيد آيت الله العظمى فاضل لنكرانى در تاريخ 4/ 9/ 1385 پيرامون تفسيرحكيم استاد انصاريان مرقوم فرموده اند. انصاف آن است كه توجه به وسعت اطلاع وى (استاد انصاريان) از معارف و احاطه بسيار خوبى كه به مضامين آيات و روايات دارند نكات جالب و بديعى را در اين تفسير از خود به جاى گذاشته اند».

    در كنار شرح و تفسير نهج البلاغه، و «مفاتيح الجنان» شرح و تفسير صحيفه ى سجاديه در 7 جلد كه با ويرايش جديد در 15 مجلد به چاپ مى رسد از جايگاه ويژه اى برخوردار است كه مورد استقبال پژوهشگران و جستجوگران معارف اهل بيت عليهم السلام قرار گرفته است.

    پژوهش و نگارش كتب مختلف در زمينه هاى «تاريخ و سيره»، «عرفان و حكمت»، «اخلاق و معارف اسلامى»، «اصول و عقايد»، «تربيتى و اجتماعى»، و شعر و ادبيات و .... استاد انصاريان را در فهرست پژوهشگران و نويسندگان پرتلاش در حوزه ى معارف اسلامى قرار داده است.

    در ميان ده ها عنوان كتاب برخى از نوشتارهاى استاد، از محبوبيت و لطافتى خاص برخوردار است كه ريشه در نگاه عالمانه و عارفانه اين استاد به برخى از موضوعات مطرح در جامعه دارد.

    كتاب گرانسنگ «عرفان اسلامى» كه تفسير و شرحى علمى بر مصباح الشريعه امام صادق عليه السلام است. در 15 مجلد كه با مطالعه ى آن مى توان به تفاوت «عرفان ناب اسلامى» با عرفان هاى كاذب پى برد و در محضر قرآن و عترت از شاهراه هدايت جدا نشده از جمله كتبى است كه خلاء فرهنگى را در جامعه كنونى پر كرده است.

    استاد انصاريان كه در صورت تبديل نوارهاى سخنرانى هاى غير تكرارى او در چهل سال اخير به متن نگارشى تعداد مجلدات آن به 200 جلد خواهد رسيد، از طبعى لطيف و نثرى سليس برخوردار است كه در سراسر خطابه ها و نوشتارهاى وى مشهود و ملموس است.

    در فهرست كتاب هاى استاد، «ديوان اشعار» و متون به نظم كشيده اى چون «مناجات عارفان»، «چشمه سار عشق» به چشم مى خورد، استاد همواره در بيان معارف اهل بيت عليهم السلام بر اساس استدلال و بر محور عقلانيت سخن مى گويد و بر اين نكته تأكيد داشته و دارد كه نسخه ى نجات بخش بشريت تنها «قرآن» و « عترت» است و تنها با گشودن درب معارف اين دو به روى انسان گمشده ى امروز مى توان طعم شيرين «عبوديت» واقعى را به جهانيان چشاند.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :