پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • موسسه اشراق و عرفان  
  • 1391-01-21 10:44:17  
  • تعداد بازدید : 163   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • موسسه اشراق و عرفان  

    موسسه اشراق و عرفان با هدف تجمیع و تنظیم و نشر آثار استاد اعرافی، تربیت نیروهای پژوهشی و تحقیق پیرامون فقه های مضاف در سال 1382 تأسیس و برنامه هاي خود را در دو بخش مرکز اسناد علمي و گروههاي پژوهشي دنبال مي نمايد.

    مرکز اسناد علمي:  

    به منظورغنا بخشي به اطلاعات و دستمايه اوليه گروههاي پژوهشي، مرکز اسناد علمي با محوريت جمع آوری آثار استاد علیرضا اعرافی راه اندازي و آثار معظم له را از مراکز مرتبط جمع آوری و طبق استانداردهای متداول آرشیو نموده است.

    این آثار در قالب های گوناگون از جمله مقاله ، کتاب ، تدریس ، سخنرانی ، مصاحبه ، خطبه نمازجمعه ، سفرنامه و ... بوده که پس از ثبت در دبیرخانه علمی و تبدیل صوت و فيلم به متن ؛ کلید واژگان و نمایه های موضوعی از آنها استخراج و آماده بهره برداري می شوند.

    مرکز اسناد تا پایان سال 1389 ، تعداد 2570 عنوان سند علمي را به ثبت رسانده و پيش بيني مي شود در سال 1390 اين رقم به 3100 سند برسد.

    در چشم انداز 10 ساله موسسه، تشکیل 10 گروه علمی ترسیم شده است که به عنایات خداوند و توجهات خاصه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تا کنون موفق به راه اندازی 4 گروه گردیده است.

    جذب و تربیت پژوهشگر

    از آنجا که نوع فعاليتهاي پژوهشي اين مرکز غالباً بديع و کم سابقه بوده و يا تاکنون مورد مداقه و تحقيق قرار نگرفته اند ، شناسايي و جذب پژوهشگر از حساسيت ويژه اي برخوردار است.

    از اين رو محققان گروهها از میان طلاب و فضلاي سطح 3 حوزه علميه و فارغ التحصيلان كارشناسي ارشد رشته هاي مرتبط گزينش و پس از گذراندن آموزش ها و دوره هاي لازم تحت اشراف حضرت آية الله اعرافي (مدظله العالی)، به عرصه تحقيق و پژوهش در مؤسسه اشراق و عرفان وارد مي شوند.

    معرفی فعالیت های پژوهشی موسسه

    در چشم انداز 10 ساله موسسه، تشکیل 10 گروه علمی ترسیم شده است که به عنایات خداوند و توجهات خاصه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تا کنون موفق به راه اندازی 4 گروه گردیده است.

    گروه پژوهشي فقه تربيتي

    فقه تربیتی یکی از ایده های حضرت استاد علیرضا اعرافی است که دغدغه تاسیس و تولید این عرصه فقهی جدید به سالهای 1377-78 برمی گردد که سلسله مباحثی توسط استاد، تحت عنوان فقه التربيه در قالب درس خارج فقه از سال 1377 آغاز شد و مخاطبان و شركت كنندگان آن، طلاب فاضل و ورزيده اي بوده اند كه غالباً در رشته علوم تربيتي تحصيلات آكادميك و نيز تحقيقات تربيتي داشته اند. اين درس تا سال 1379 هفته اي دو ساعت ارائه مي شد، سپس توقف سه ساله پديد آمد و مجدداً از سال 1383 آغاز و هم اكنون در هفته دو ساعت ادامه دارد.

    از سال 1383 گروهی از شاگرادان ایشان با هدف، پرداختن به این ایده نوین و نیز سایر ایده های ناب حضرت استاد، گروهی را تشکیل داده و درصدد تحقیق و پژوهش در این عرصه برآمدند و با عنایت استاد، با محور قرار دادن متن کلاس های فقه التربیه و نظارت و راهنمایی گام به گام ایشان، مطالعاتی در این عرصه آغاز شد. به فضل الهی جلد اول و دوم از سلسله کتابهای فقه تربیتی در سال 1378 به چاپ رسیده و در مدت دو سال، سومین جامه طبع را نیز به تن کرده است.

    سرفصل ها و موضوع و عنوان مجلد های بعدی نیز طراحی شده و هم اکنون 6 محقق در زمینه مجلد های بعدی در حال فعالیت پژوهشی اند و پروژه های تحقیقاتی مربوط به جلدهای سوم، هفتم و هشتم در مرحله گردآوری اطلاعات و نگارش قرار دارند. شایان ذکر است که جلد اول و دوم با اضافات و بسط بیشتر و نیز ویراست نو در نیمه دوم سال جاری دوباره متنشر خواهد شد و نیز مجلد چهارم نیز در آستانه انتشار در پایان سال جاری قرار دارد همچنین با توجه به ضرورت توجه به جهان اسلام و تعامل با محققان عرب زبان، دو جلد اول در حال تعریب و انتشار آن است.

    معرفی فقه تربیتی و دورنمایی از مباحث

    فقه تربیتی دانشی میان رشته است اما ماهیتاً جزء دانش فقه به شمار می رود. فقه تربیتی درصدد است براساس روش شناسی فقهی رایج در فقه شیعه، موضوعاتی را به فقه عرضه نماید و احکام خمسه آنها را استنباط نماید اما با این قید که موضوعات تنها از عرصه تعلیم و تربیت مطرح شود.

    تربیت به مثابه واقع و فرایندی واقعی، عرصه از فعالیت های بشری است که درصدد است تغییراتی را در شخصیت یا بعدی از شخصیت نوباوگان و متربیان ایجاد نماید و رشد یافتگی و شکل گیری بینش ها، گرایشها و رفتارها را براساس اهداف و ارزشهای خود، سامان دهی نماید.

    دانش فقه، نیز به عنوان برنامه زندگی، درصدد است اهداف و آرمانهای دین را در گزاره های تجویزی و دستوری[1] متجلی نماید.

    ساختار فقه تربیتی همچون دیگر منابع فقهی، مساله محور است و روش شناسی آن در هر مساله این چنین است که پس از مباحث مقدماتی و مفهوم شناسی های لازم و شناخت دقیق زوایای موضوع (موضوع شناسی) در مرحله واپسین، نوبت به بررسی ادله موافقان و مخالفان و ادله عقلی و نقلی(موجود یا مفروض) می رسد و در پایان با جمع بندی حکمی از احکام خمسه برای موضوع مورد بحث بیان می شود.

    مسائل فقه تربتیی، در یک نگاه کلان به 4باب تقسیم می شود.

    باب اول: احکام یادگیری

    باب دوم: احکام آموزش

    باب سوم: احکام تربیت

    باب چهارم: قواعد فقه تربیتی

    و هر یک ابواب دارای مطالب زیر شاخه است که در نمودار مطرح شده است و هر زیر شاخه حاوی چندین مساله فقهی است.

    شایان توجه اینکه، کتابهای فقهی از یک منظر قابل تقسیم به کتابهای استدلالی، نیمه استدلالی، رساله های عملیه می باشند. فقه تربیتی در فاز اول خود با ساختاری تماماً استدلالی در حال پژوهش و انتشار است و در مراحل بعدی، شکل نیمه استدلالی و سپس رساله عملیه منتشر خواهد شد.

    به دلیل اقتضای استدلالی بودن مباحث، هر مساله حدوداً 50 صفحه را به خود اختصاص خواهد داد و هر مجلد میانگین 4-5 مساله را دربرخواهد داشت.

    نمایی از مجلد های پیش بینی شده، بدین شرح است:

    جلد اول: کلیات

    جلد دوم: احکام یادگیری 1(علم آموزی و دین آموزی)

    شامل: مطلق علم آموزی، مطلق دین آموزی، آموختن معارف ضروری دین،آموختن معارف مبتلا به دین، تحصیلات تخصصی اجتهادی.

    جلد سوم: احکام یادگیری 2(قرآن آموزی و حدیث آموزی)

    شامل: احکام آموختن علوم و معارف قرآنی و علوم و معارف حدیثی.

    جلد چهارم: احکام یادگیری 3 (آموختن علوم و معارف عقلی و شهوی)

    شامل: فلسفه آموزی، کلام آموزی، منطق آموزی، ریاضی آموزی، عرفان آموزی.

    جلد پنجم: احکام یادگیری 4 (علوم تجربی و مهارت آموزی)

    شامل احکام آموختن علوم تجربی انسانی وطبیعی، علوم غریبه و مهارتها.

    جلد پنجم: احکام آموزش1(آموزش علوم راجح)

    شامل احکام آموزش دانشهای راجح

    جلد ششم: احکام آموزش 2 (آموزش علوم مرجوح و مهارتها)

    شامل احکام آموزش دانشهای مرجوح و آموزش مهارتها

    جلد هفتم: احکام آموزش3(متولیان آموزشی)

    شامل: وظایف آموزشی خانواده، حکومت، عالمان و نخبگان.

    جلد هشتم: آداب تعلیم و تعلم.جلد نهم: احکام تربیت1 (تربیت عقلانی)

    جلد دهم: احکام تربیت 2(تربیت عاطفی)

    جلد یازدهم: احکام تربیت 3(تربیت بدنی)

    جلد دوازدهم: احکام تربیت4(تربیت سیاسی)

    جلد سیزدهم: احکام تربیت5(تریبت جنسی)

    جلدچهاردهم: قواعد فقه تربیتی

    [1] بنابر نظریه ای که احکام وضعی را به احکام تکلیفی بازمی گرداند.

    گروه پژوهشی فقه اخلاق

    ایده فوق نیز در شمار ایده های نوین فقهی حضرت استاد علیرضا اعرافی است که در مواضع مختلف مطرح شده است.

    با پشتیبانی علمی و نظارت حضرت استاد، گروهی پژوهشی متشکل از طلاب جوان و علاقمند به دو عرصه فقه و اخلاق تشکیل شده است و جلد اول از مجموعه مجلدات فقه اخلاقی در دست پژوهش است.

    معرفی ایده فقه اخلاق و دورنمایی از آن

    دو دانش فقه و اخلاق،در شمار دانشهای تجوزی قرار دارند که رفتارهای انسان را از دو منظر ثواب و عقاب شرعی(در فقه) و تعیین حسن و قبح اخلاقی (در اخلاق) مورد بحث قرار می دهند. هرچند اخلاق از توصیف صفات و ملکات نفسانی نیز بحث می کند.

    بررسی نسبت دانش فقه و اخلاق و امکان داد و ستد این دو، از موضوعاتی است که سابقه دیرین دارد. از عبارت «فقه الاخلاق» حداقل سه تلقی و برداشت می توان ارائه داد.

    1-  حضور ملاحظات اخلاقی در فقه: برخی به شدت از این دیدگاه دفاع می کنند که فقه موجود و مقرارت و احکام اسلامی با اخلاق و ارزشهای اخلاقی و انسانی عجین نیست و خط کشی های فقهی بدون لحاظات اخلاقی انجام شده است. در پای این اندیشه را درآراء برخی از صوفیه و ملامتیه و نگاشته های غزالی می توان یافت که به تبع در کلام برخی از روشنفکران به اصطلاح دینی معاصر هم دیده می شود. در برابر، اکثر فقیهان و عارفان و سالکان(به خصوص در حوزه شیعی) به شدت این نظر را رد می کنند و فقه و تعبد به گزاره های فقهی را در همه عرصه های زندگی نردبانی برای کمال و تعالی می دانند و در تلاشهای علمی خود در صددند این ادعا را اثبات کنند که نگاه اخلاقی، ارزشی در فقه حاکم است. این تلقی در واقع نوعی نگاه فرامتنی به فقه است.

    2-  تلقی دیگر مراد خود را از عبارت «فقه الاخلاق» بر کلمه فقه متمرکز می کند و بیشتر دغدغه روش شناختی دارد و معتقد است که روش استنباطی و تفقهی نباید به حوزه احکام عملی و فقهی محصور شود و اخلاق اسلامی نیز باید از روش شناسی اجتهادی و تفقهی بهره برد. و بر این باور است که علم اخلاق باید بیش از پیش به کتاب و سنت و روش شناسی فهم آن(فقاهت و تفقه به معنا اعم) بپردازد. این برداشت در حوزه دانش اخلاق با به عبارتی بحثی فرااخلاقی و در عرصه فلسفه اخلاق اسلامی به شمار می رود.

    3-  برداشت دیگری نیز از عبارت فقه الاخلاق و رابطه و تعامل این دو دانش وجود دارد که مد نظر این نوشتار است. رفتارهای اخلاقی که اکثراً رفتارهای قلبی و درونی به شمار می روند، با توجه به قاعده «لکلِ واقعهٍ حکمٌ شرعیّ» می توانند در قلمرو موضوعات فقه قرار گیرند و فقیهان برای رفتارهای اخلاقی و نیز اکتساب و اجتناب صفات و ملکات اخلاقی(فضیلت و رذیلت) باید احکام خمسه را تعیین نمایند. بنابر این تلقی، فقه الاخلاق بابی از ابواب فقه است که به رفتارهای جوانحی ارزشی و اخلاقی(احساسات، عواطف، گرايشات که مختارانه از سوي مکلفان صورت مي گيرد)، نظر دارد و مادامی که شرایط عامه تکلیف را دارا باشند، می توان برای آنها، حکمی فقهی تعیین نمود.

    بر اساس تلقی سوم، فقه الاخلاق درصدد خواهد بود اولاً گزاره های در فقه موجود که برای رفتارهای جوانحی و اخلاقی مکلفان، حکمی تعیین نموده اند را گردآوری نماید(مانند حکم حرمت سوء ظن، وجوب یا رجحان خلوص نیت در غیر عبادات و ...) و در گام بعدی دیگر موضوعات و رفتارهایی که مغفول مانده را به محک فقه بیازماید و در گام سوم مسائل مستحدثه حوزه اخلاق را مورد بررسی فقهی قرار دهد.

    چنین رویکردی در تاسیس بابی تازه در فقه، در آثار و تلاشهای فقیهان شیعه به چشم می خورد. یکی از این نمونه ها، شیخ حر عاملی(م1104ق) است. ایشان در وسائل الشیعه (که کتابی در شمار کتب «فقه ماثور» یا «فقه روایی» است) در عنوان گذاری ابواب کتاب، سعی کرده، برداشت فقهی را نیز بیان کند و به شکل «بابُ وجوبِ ...» و «بابُ حرمهِ ...» نام گذاری کرده است. وي این روش را در مورد رفتارهای قلبی و اخلاقی نیز جاری دانسته و در موارد بسیاری به حرمت صفات و فعالیتهای درونی مانند حسد، کبر و ... حکم نموده است.همچنین مرحوم فیض کاشانی(م1091ق) در کتاب فقهی خود به نام «النخبهفيالحكمهالعمليّهوالأحكامالشرعيّه »، در کتاب طهارت، به طهارت باطنی می پردازد و عدم طهارت باطنی را ناشی از سه عامل (گناه اعضا و جوارح، صفات ناشایست قلبی و مشغولیت درون به غیر خدا) می داند و در مورد حکم طهارت معتقد است که وارستگی از قبیح ، واجب و طهارت از غیر قبیح مستحب استو برای رهایی از صفات ذمیمه قلبی، مُطّهراتی چون صبر، حلم ، کوتاهی آمال، إخلاص ، صدق ، توحيد،توكّل و ... را بر می شمارد. حتی در مواردی با صراحت برای افعال جوانجی و قلبی حکم می دهد؛ برای نمونه توبه را واجب فوری می داند و حسد را مُحّرم می شمارد.

    نمونه دیگر کتاب «مهذب الاحکامِ» سید عبدالاعلی سبزواری است که در دوره فقهی 30 جلدی خود، ذیل کتاب امر به معروف، فصلی به نام مبارزه با نفس سامان می دهد و مسائلی در این موضوع مطرح می نماید. برای مثال مولف در مساله پنجم، اجتناب از صفات ناپسند مانند حسد، تکبر، تعصب ناحق، بداخلاقی، فخر فروشی و طمع ورزی و هواپرستی را واجب می شماردو در هشتمین مساله به برخی از آداب اجتماعی و مستحبات معاشرت اشاره می کند؛ آدابی مانند تودّد، خوش خُلقی، عفو، فروخوردن خشم، صبر و مدارا با مردم.

    پروژه های فعال این گروه به شرح ذیل میباشد:

    1.  تحقیق  اميري  لزوم مراقبه   

    2. تحقیق  جواني  جهاد با نفس   

    3.  تهیه طرح جهاندیده و برادران لزوم محاسبه   

    گروه مباني اجتهاد

    از قديم الايام رسم بر اين بوده که در اوائل کتب، مباحث را جهت آشنائي کلي با آن علم به مقدمه ذکر مي کرده اند که اصطلاحاً رئوس ثمانيه گفته مي شود. امروزه با گسترش علوم اين مسائل در قالب دانش ديگري تحت عنوان فلسفه علم يا فلسفه مضاف مطرح مي شود.

    آنچه در اين بين مهم است اين است که فقه براي اينکه:

    1- برپايه هاي قوي استوار بوده و پاسخگوي سوالات و شبهات باشد.

    2- روش مند بوده و براساس روشهاي صحيح استنباط، کشف اسناد و فهم نصوص باشد.

    3- روزآمد بوده و در جهت رفع نيازهاي جامعه باشد و بطور کلي در جهت رفع نقائص و تقويت و تکامل فقه باشد نيازمند دانشي است که فراروي فقه بوده و به شناساني و براي و تحليل آن بپردازد که اصطلاحاً فلسفه فقه گفته مي شود.

    فلسفه فقه داراي مسائل مختلفي نظير تعريف فقه، موضوع فقه، اهداف فقه، پيشينة تاريخي فقه، اهداف و قلمرو فقه، اصول و روش تفقه مي باشد که از جمله آنها مباني نظري (کلامي، فلسفي) فقه بوده که ذيلاً به معرفي اجمالي آن پرداخته مي شود.

    لازم به ذکر است در اين زمينه کارهائي شده است و کتابهائي نوشته شده است لکن جهت توسعه و تقويت اين بخش، حجة الاسلام و المسلمين اعرافي در سال 1385 اقدام به تدريس اين مباحث نموده و گروه فلسفه فقه مؤسسه اشراق و عرفان عهده دار تدوين و تکميل اين مباحث گرديد.

    گفتني است فقه با قبول پيش فرضهائي حرکت مي کند و به استنباط احکام مي پردازد در حاليکه در آن پيش فرضها جاي سخن هست و اختلاف انظار در آن در قبول فقه و چگونگي استنباط تأثير فراواني دارد.

    توضيح اينکه؛ امروزه سئوالات مختلفي درباره فقه وجود دارد که به ذهن هر ممکني ممکن است برسد يا از سوي دشمنان جهت تضعيف دين طراحي شود که جزء مباني آن به حساب مي آيند، اين سئوالات نه از مسائل فقهي هستند که در فقه بررسي شود و نه جزء مسائلي هستند که در کلام بحث شود.

    وجود چنين مسائلي مي تواند گاه اصل فقه را زير سئوال ببرد و از حجيت ساقط کند و گاه موجب اقلي نشدن دين و ناکارآمدي آن گردد.

    به عنوان نمونه يکي از مسائلي که امروزه مطرح است بحث جامعيت دين و شمول احکام است، از طرفي همانگونه که در برخي نصوص آمده است اسلام دين جامعي است که همه چيز در آن بوده و چيزي فروگذار نشده است در حاليکه بالبداهه بسياري از مسائل وجود دارد که اساساً مستحدث بوده و در دين سخني از آن به ميان نيامده، اگر ادعاي جامعيت را بپذيريم اين گونه سئوالات را چگونه پاسخ دهيم و اگر آن را به نوعي توجيه کنيم مسأله اقلي بودن دين، نظريه سکولار و پاسخگوي نيازها نبودن دين را چه کنيم؟

    اين مسأله و دهها مسأله ديگر که هر يک به تنهائي کافي است که اصل فقه يا کامل بودن آن را مخدوش سازد.

    پروژه های فرا گروهی

    ویراستاری

    تسبيب

    1

    آماده سازی چاپ

    تصوير

    2

    ارزیابی

    تنجيم

    3

    ویراستاری

    بيع سلاح

    4

    تحقیق

    کتب ضلال

    5

    تحقیق

    حق تأليف

    6

    تحقیق

    حلق لحيه

    7

    ارزیابی

    سحر

    8

    آماده سازی چاپ

    وحدت حوزه و دانشگاه

    9

    آماده سازی چاپ

    نفاق شناسی

    10

    تحقیق

    تفسير تربيتي

    11

    آدرس اینترنتی:

    http://www.eshragh-erfan.com

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :