پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • حجت الاسلام والمسلمين شهيد حاج شيخ مرتضي مطهري  
  • 1390-09-20 19:30:54  
  • تعداد بازدید : 284   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • حجت الاسلام والمسلمین شهید حاج شیخ مرتضی مطهری


    استاد شهيد مرتضي مطهري رحمه الله، فرزند شيخ محمدحسين مطهري رحمه الله در 13 بهمن 1298 ه . ش در شهرستان فريمان و در يک خانواده اصيل روحاني متولد شد.

    او در 12 سالگي جهت فراگيري علوم اسلامي عازم مشهد مقدس گرديد. مطهري در مدت پنج سال اقامت خود در مشهد، دروس مقدماتي و ادبيات عرب را با جديت تمام پشت سرگذشت.

    عشق به تکميل تحصيلات، آموختن فلسفه و عرفان اسلامي، او را در سال 1319 به حلقه شاگردان فقيه عالي قدر و عالم رباني حضرت امام خميني رحمه الله در قم کشانيد. او در سال 1323 در درس آيت ا... العظمي بروجردي رحمه الله حضور پيدا کرده و در سال 1325 به محضر حاج ميرزا علي آقا شيرازي رحمه الله تشرف يافت. شهيد مطهري رحمه الله در سال 1329 در جلسه درس علامه طباطبايي رحمه الله شرکت جست.

    اين استاد فرزانه بعد از تکميل تحصيلات خويش در سن 33 سالگي و در سال 1331 به تهران هجرت نمود. بعد از دو سال اقامت در تهران به تدريس در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران مشغول شد و در سال 1334 با مجامع اسلامي و کانون هاي مذهبي همکاري نموده و ايراد سخنراني هاي علمي و نگارش کتاب را در متن برنامه هاي خود گنجانيد.

    آيت ا... مطهري رحمه الله در 15 خرداد 1342 به جهت شرکت در نهضت اسلامي ايران دستگير و به زندان شهرباني انتقال يافت. او در سال 1343 به صلاحديد و امر حضرت امام خميني رحمه الله با جمعيت هاي مؤتلفه اسلامي به همکاري پرداخت. اين متفکر دورانديش در سال 1346 براي انسجام بخشيدن به فعاليت هاي فرهنگي خود با کمک چند تن از ياران صميمي خويش به تاسيس حسينيه ارشاد اقدام کرد.

    در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي مبني بر جمع يارانه براي آوارگان فلسطيني از طرف رژيم شاه دستگير شد و در سال 1354 حضورش در منابر به دليل سخنراني هاي انقلابي ممنوع گرديد. در سال 1355 از دانشکده الهيات کناره گرفته و در همان سال در نجف اشرف به محضر امام خميني رحمه الله مشرف شد.

    استاد مطهري رحمه الله براي تمرکز بخشيدن به فعاليت هاي روحانيت در سال 1356 جامعه روحانيت مبارز تهران را پايه گذاري نمود و بالاخره در سال 1357 ضمن سفر به پاريس، مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي از طرف امام خميني رحمه الله گرديد. اين استاد فرزانه بعد از 60 سال عمر با برکت و سراسر افتخار در 11 ارديبهشت سال 1358 به دست گروه فرقان به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

    آغاز راه تلاش

    مرتضي دوران کودکي را درخانواده اي سپري کرد که عطر روحانيت و علم فضاي آن را معطر کرده بود و همين امر نويد آينده اي بسيار روشن را براي او رقم مي زد. او تحصيل را از مکتب خانه اي در فريمان شروع کرد و با شروع دوره نوجواني شوق تحصيل او را از خانواده جدا کرد و به سوي شهر مشهد که با فريمان فاصله بسياري نداشت کشاند. از دوازده سالگي تحصيل در حوزه علميه مشهد را آغاز کرد و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي پرداخت. اين نوجوان شيفته علم و سرشار از نور معرفت و ايمان اينک با حساسيتي شگرف و زايدالوصف به مسائل مربوط به خلقت و خالق مي انديشيد و ذهن پر شورش ميزبان پرسش هايي هرچند ساده، امّا پر اهميت و بي شمار، مي شد.     

    روح قدسي الهي

    استاد شهيد مرتضي مطهري همواره به عنوان شاگردي متواضع و شيفته از محضر امام خميني رحمه الله بهره مي برد. جدا از علاقه وافري که آن امام مهربان نسبت به شاگردش ابراز مي کرد، شيفتگي و علاقه مندي اين شاگرد برجسته نيز به استادش در خور ستايش بود؛ چنان که خود درباره استادش مي گويد: «درس اخلاقي که به وسيله شخصيت محبوبم... گفته مي شد و در حقيقت درس معارف و سير و سلوک بود،... مرا سرمست مي کرد. بدون هيچ اغراق و مبالغه اي اين درس چنان مرا به وجد مي آورد که تا [چند روز]... بعد خودم را شديدا تحت تأثير آن مي يافتم. بخش مهمي از شخصيت فکري ور وحي من در آن درس و درس هاي ديگري که در طي دوازده سال از آن استاد الهي فرا گرفتم انعقاد يافت و همواره خود را مديون او دانسته و مي دانم. راستي که او روح قدسي الهي بود».

    تهجد و تعبد

    خلوت هاي عارفانه و عبادت هاي عاشقانه، يکي از مهم ترين عوامل موفقيت در زندگي يک انسان مسلمان مي باشد. اقامه نماز شب و به ياد خدا بودن در تمام مراحل زندگي، انسان را در تحصيل علم، حل مشکلات و کسب اخلاص و تهذيب نفس ياري نموده و به سوي کمال سوق مي دهد. روي آوردن به لذت هاي عميق معنوي انسان را از آرامش روحي و رواني برخوردار ساخته و او را با اراده اي استوار در مقابل امواج مشکلات و سختي هاي زندگي سربلند و موفق مي گرداند.

    شهيد مطهري رحمه الله در اين رابطه مي گويد: «ما يک سلسله لذت هاي معنوي داريم که معنويت ما را بالا مي برد. براي کسي که اهل تهجد و نماز شب باشد، جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار باشد، نماز شب لذت و بهجت دارد... ما چنين اشخاصي را ديده ايم، به لذت هاي مادي اي که ما دل بسته ايم، هيچ اعتنا ندارند.»

    ايشان به عنوان نمونه پدر خود را مطرح مي کند و مي فرمايد: «از وقتي که يادم مي آيد، من مي ديدم اين مرد بزرگ و شريف هيچ وقت نمي گذاشت و نمي گذارد که وقت خوابش سه ساعت از شب گذشته تاخير بيفتد. شام را سرشب مي خورد و سه ساعت از شب گذشته مي خوابد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و شب هاي جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مي شود و حداقل قراني که تلاوت مي کند يک جزء است. با چه فراغت و آرامشي نماز شب مي خواند. حالا تقريبا صد سال از عمرش مي گذرد و هيچ وقت من نمي بينم که يک خواب ناآرامي داشته باشد و همان لذت معنوي است که اين چنين نگهش داشته، يک شب نيست که پدر و مادرش را دعا نکند، يک نامادري داشته که به او خيلي ارادتمند است و مي گويد: خيلي به من محبت کرده است. شبي نيست که او را دعا نکند. يک شب نيست که تمام خويشاوندان و ذي حقان و بستگان دور و نزديکش را ياد نکند. اين ها دل را زنده مي کند.

    آدمي اگر بخواهد از چنين لذتي بهره مند شود، ناچار از لذت هاي مادي تخفيف مي دهد تا به آن لذت عميق الهي معنوي برسد.

    استاد مطهري رحمه الله خود نيز از اين عوامل روح افزا بهره مند بود، او آنچنان از لذت هاي معنوي سرمست مي شد که نداي نماز شب وي ديگران را نيز متاثر مي ساخت. حضرت آيت ا... خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين مورد مي فرمايد: «مرحوم مطهري رحمه الله يک مرد اهل عبادت، اهل تزکيه اخلاق و روح بود. من فراموش نمي کنم ايشان وقتي مشهد مي آمد، خيلي از اوقات به منزل ما وارد مي شد، گاهي هم ورودشان در منزل خويشاوندان همسرشان بود. هر شبي که ما با مطهري رحمه الله بوديم، اين مرد نيمه شب تهجد با آه و ناله داشت. يعني نماز شب مي خواند و گريه مي کرد، به طوري که صداي گريه و مناجات او افراد را از خواب بيدار مي کرد... بله، ايشان نصف شب نماز شب مي خواند، همراه با گريه، با صدايي که از آن اتاق مي شد آن را شنيد! ... هر شب قبل از اينکه بخوابد گاهي در رختخواب و گاهي هم قبل از ورود به رختخواب قرآن مي خواند.

    عشق به مطالعه و نوشتن

    علاقه وافر شهيد مطهري به مطالعه و کار علمي، بسيار شگفت انگيز بود، به گونه اي که هرگز از اين کار احساس خستگي به او دست نمي داد.

    يکي از شاگردان ايشان در ضمن نقل خاطره اي مي گويد: اواخر اسفند 1356 بود. به ايشان عرض کردم ما براي تعطيلات نوروز برنامه اي داريم؟ گفتند: خسته ام و دلم مي خواهد در گوشه خلوتي، چند روزي استراحت کنم. به ايشان عرض کردم بنده عازم شمال هستم. آن جا جاي مناسبي را براي رفع خستگي و استراحت سراغ دارم. مرحوم استاد مطهري شماره تلفن را از بنده گرفتند و گفتند: اگر توانستم، تلفن مي زنم و به شما اطلاع مي دهم چند روز از فروردين گذشته بود که استاد تلفن زدند و آمدند. در تمام يک هفته اي که ايشان تشريف آوردند، با وجود هواي مساعد و محيط مناسب براي قدم زدن و گردش، در داخل ساختمان ماندند. فقط مشغول نوشتن و مطالعه بودند. روزي به ايشان عرض کردم: شما که خسته بوديد و براي رفع خستگي و استراحت مسافرت کرده ايد، بهتر نيست قدري هم قدم بزنيد و رفع خستگي کنيد؟ گفتند: «اگر يک ماه هم در اتاق بنشينم و به وظايف علمي خود مشغول باشم، راحتم و احساس خستگي نمي کنم. خستگي من در اثر نداشتن فرصت مناسب براي انجام کارهاي علمي خودم است. استراحت من اين است که در فرصت مناسب، مطالبي را که لازم مي دانم بنويسم و در اختيار علاقه مندان قرار بدهم».

    مطهري، شاگرد اوّل فلسفه

    حضرت آيت اللّه جوادي آملي، درباره امتحان مرحوم شهيد مطهري در دانشگاه تهران مي گويد: «وقتي ايشان از قم به تهران آمدند، در اوّلين دوره امتحانات مدرّسي معقول و منقول شرکت کردند. پس از آن، وقتي ايشان از تهران به قم آمدند،.... [براي ما] تعريف کردند که در جلسه امتحان، ممتحنين [برخي] مسايل فلسفي را از من پرسيدند و بعد هيأت ممتحنه به اتفاق گفتند که چه کنيم نمره اي بالاتر از بيست نيست و اگر نمره اي بالاتر از بيست بود، به شما مي داديم. استاد مطهري به اعتراف هيأت ممتحنه، در رشته معقول و فلسفه شاگرد اوّل شدند و نمره بيست گرفتند».

    چشم اميد حوزه

    در سال 1331 که شهيد مرتضي مطهري ديگر استادي مبرز، مدرّسي متبحر و محققي برجسته محسوب مي شد و چشم اميد حوزه هاي علميه به حساب مي آمد، قم را به قصد تهران ترک مي کند و به تدريس در مدارس علميه و نيز در دانشکده هاي تهران مشغول مي شود. از جلسات سخنراني پربار او در انجمن هاي اسلامي دانشگاه ها، بحث هاي بسيار ارزشمند و پرثمري به جا مانده است که دل هاي عطشناک بسياري را از زلال معارف اسلامي سيراب مي کند.

    علاقه به نشر معارف اسلامي

    دکتر سيدمحمد باقرحجتي، درباره علاقه و اهتمام شهيد مطهري به آموزش علوم اسلامي و ترويج معارف اهل بيت عليهم السلام چنين مي گويد: «تنها استادي که در مدرسه مروي سراغ داشتم که قبل از اذان صبح به مدرسه مي آمد و نماز صبح را در مدرسه مي خواند، ايشان بودند. قبل از اذان ازمنزل راه مي افتاد و نماز را در مدرسه مي خواند. يک استکان چاي مي خورد و درسش را شروع مي کرد و اين درس همين طور ادامه داشت، شايد تا ساعت هشت يانه. علاقه ايشان به نشر علم و انديشه اسلامي، از همين جا ثابت مي شود که ايشان بدون اين که چشم داشتي به مزد و يا اجرت در اين زمينه داشته باشند، با اين که منبع معاش نداشتند و در رده طلاب يک حقوق ماهيانه دريافت مي کردند ـ نه در رده مدرسين ـ ، اين چنين به تدريس عشق مي ورزيدند. من استادي که اين همه علاقه و عشق به ترويج فرهنگ اسلامي و انديشه اسلامي داشته باشد، نديده ام».

    تلاش در راه تکليف

    شهيد مطهري در سال 1331، با خانواده اي روحاني وصلت و پس از مدت کوتاهي، حوزه علميه قم را ترک کرد وهمراه خانواده اش به تهران رفت. او يک سال بعد، نخستين جلد از کتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم را نوشت. به مرور زمان در طول سال هاي بعد، به تدريس در دانشکده الهيات دانشگاه تهران، همکاري با مجامع اسلامي و مذهبي، نيز تأسيس حسينيه ارشاد براي فعاليت هاي اخلاقي و تربيتي پرداخت. استاد مطهري در قيام خونين 15 خرداد 1342 دستگير و زنداني شد. ايشان در کنار ديگر فعاليت هاي ديني، سياسي و اعتقادي، ازمطالعه و تأليف کتاب هاي گوناگون غافل نبود؛ چرا که پاسخگويي به مسائل و شبهات عقيدتي را، از جمله وظايف خود و ديگر روحانيان مي دانست و بر اين عقيده بود که بايد با سلاح فکر و قلم به جنگ با تحريف والتقاط رفت.

    سعه صدر استاد مطهري

    شهيد مطهري به منظور انجام وظيفه و ترويج دين و معارف اسلامي، بسياري از سختي و ناگواري ها را تحمّل مي کرد، گرچه به ظاهر حضور در بعضي مراکز و مجالس، زيبنده ايشان نبود. شاگرد ايشان، دکتر سيدمحمدباقر حجتي در اين باره خاطره را بدين صورت بيان مي کند: «در خصوص سعه صدر ايشان، بنده خودم يادم هست که در سال 53 و 54 و يا هم شايد50، ازمن دعوت کرده بودند براي تدريس در دانشکده حقوق دانشگاه ملّي. بنده به دليل محيطي که در آن جا حاکم بود، نمي خواستم تدريس در آن جا را بپذيرم و مدتي فکر مي کردم که آيا از نظر شرعي صلاح است براي تدريس به آن جا بروم يا نه. با ايشان مشورت کردم، ايشان فرمودند: براي چه به آن جا نمي روي تدريس کني؟ بنده عرض کردم: به دليل اين که من خودم را در خور آن محيط نمي دانم و آن محيط را نيز مناسب خودم نمي بينم. ايشان گفت: من که استاد شما هستم، در آن جلساتي که در آن جا و يا دانشکده هاي ديگر تشکيل مي شود شرکت مي کنم، براي اين که ما با اين جوانان فاصله برقرار نکنيم و اين فاصله اي که ما با جوانان برقرار کرده ايم، دين را به اين روز نشانده است که حتي در حاشيه زندگي هم نيست و من که استاد تو هستم و شما من را مي شناسيد، براي خاطر دين، در حد خودم در تمام دعوت هايي که مي کنند، شرکت مي کنم و وظيفه ديني خودم را انجام مي دهم. تو موظّفي که براي تدريس به آن جا بروي».

    تلاش مداوم

    از تلاش هاي انقلابي استاد شهيد مرتضي مطهري که همگي صبغه ديني و اسلام گرايي داشت، مي توان هدايت هيئت هاي مؤتلفه اسلامي، حسينيه ارشاد، ايراد سخنراني هاي متعدد در مساجد تهران، پايه ريزي جامعه روحانيت مبارز و سرانجام مسئوليت کميته استقبال از امام را نام برد و اين تنها گوشه اي از خدمات او به اسلام و انقلاب به حساب مي آمد. شهيد مطهري در تمام مراحل انقلاب به طور جدّي و کامل در خدمت انقلاب بود و در تمامي صحنه ها نقشي اساسي و محوري داشت. با تبعيد حضرت امام خميني رحمه الله از ايران به خارج از کشور مسئوليتي که بر عهده او و يارانش بود سنگين تر شده بود. امّا با اين حال و با همه تلاشي که در راه پيش برد نهضت داشت، هرگز از تدريس و تأليف کتاب غافل نشد و مثل گذشته در آن صحنه نيز پيشتاز بود.

    روشني پايدار

    در سال هاي نزديک به پيروزي نهضت، يعني سال هاي 1351 به بعد، ترويج مکاتب فکري غيراسلامي و مادي گرا به شدّت در صف مخالفان نظام شاه رو به افزايش بود. مکتب کمونيسم عده بسياري را، به خصوص از ميان جوانان، به سوي خود کشانده بود. مادّي گرايي ذهن بسياري را به خود مشغول کرده بود و سؤالات بي شماري را در اذهان وارد کرده بود. کسي که با پشت کاري بي نظير، جدّيتي بي همتا و صلابتي شگرف و با آگاهي و روشن بيني بسيار و دقّت و تأمل وافر در برابر هجوم تفکرهاي نادرست ايستاد، استاد شهيد مرتضي مطهري بود. مبارزه او در راه اسلامي کردن نهضت، ارائه جهان بيني دقيق از اسلام و روشن کردن مسائل اعتقادي اسلام تلاشي به سزا و جاويدان بود که آثار آن امروز در بسياري از کتاب هايش به خوبي هويداست و هنوز به روشني ادامه دارد.

    پافشاري به استقلال فکري

    استاد مطهري، پافشاري شگفت انگيزي بر استقلال انديشه اسلامي داشتند. يکي از دوستان ايشان مي گويد: اين شعاري که حالا ما داريم «نه شرقي نه غربي، جمهوري اسلامي» و دربعد سياسي تشکيلاتي و نظام مطرح مي کنيم، ايشان در مسايل فکري و ايدئولوژيکي يک چنين روحيه اي داشت. سخت روي فکر اسلامي مستقل ايستاده بود و هرگونه فکر واراداتي را که بخواهد باعث از دست دادن بخشي از افکار اسلامي بشود، طرد مي کرد و در مقابلِ فلسفه غرب و فلسفه مارکسيست که حالا مال شرق است، خيلي خودش را موظف مي دانست که از فلسفه اسلامي حمايت بکند....البته نسبت به چيزهاي وارداتي اگر حرف حسابي بود و منافاتي با اسلام نداشت، هيچ تعصب به خرج نمي داد. اين افکار به عنوان يک دستاورد فکري انساني براي ايشان قابل قبول بود، اما به محض اين که تضادي پيدا مي کرد با معارف ما، استاد در مقابلش مي ايستاد و وظيفه پاسداري از معارف اسلامي را به خوبي انجام مي داد».

    استاد مطهري و مسأله اسرائيل

    يکي از اموري که تعهد، دلسوزي، شجاعت، شهامت و... استاد شهيد مرتضي مطهري را براي همگان نشان مي دهد، موضع گيري ايشان در برابر مسأله اسرائيل است. ايشان ضمن ارائه روشنگري هاي تاريخي و افشاي عملکرد يهوديان در طول تاريخ، به ويژه در برخورد با آيين اسلام، به مردم درباره قوم يهود و عملکرد آنان، اطلاعات و روشنگري هاي لازم را مي دهند. اين کار را در شرايطي بود که در ايران، يک کلمه درباره اسرائيل و برضد منافع آن سخن گفتن، جرم به شمار مي آمد. شهيد مطهري، تنها به گفتن و روشنگري اکتفا نمي کرد و در سال 1349، به همراه دو نفر از علماي بزرگ حوزه علميه، براي مردم و مبارزان فلسطين کمک هاي مالي جمع مي کنند که به شدت با مخالفت و تهديد ساواک روبه رو گرديد، اما استاد مطهري، با وجود همه سخت گيري ها، تا آنجا که در توان داشت، به انجام وظيفه پرداخت و از آگاهي بخشي به مردم دريغ نورزيد.

    درياي تأليفات

    کتاب هاي بسيار متعدد و مختلفي که از شهيد بزرگوار استاد مطهري به جا مانده است، درياي عميقي از علوم اسلامي و مسائل فلسفي است. کتبي که از استاد مطهري به يادگار مانده است در جاي خود پرکننده شکاف فکري بود که در بازار مکّاره عقايد شرقي و غربي احساس مي شد. علاوه بر تعدد آثار و تعدد موضوعاتِ به يادگار مانده از ايشان، آنچه ذهن را به تواضع در برابر عظمت روح آن شهيد مي کشاند، بلنداي محتواي تأليفات و برجستگي آثار اوست. امام خميني رحمه الله درباره آثار آن شهيد مي فرمايد: «او با قلمي روان و فکري توانا در تحليل مسائل اسلامي و توضيح حقايق فلسفي، با زبان مردم و بي قلق و اضطراب به تعليم و تربيت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بي استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصايح او که از قلبي سرشار از ايمان و عقيده نشأت مي گرفت براي عارف و عامي سودمند و فرح زاست».

    درياي بي کران

    شهيد مطهري که در غوص در مسائل فلسفي و صيد مرواريدهاي نهان آن درياي بي کران بي نظير بود، نه تنها به فلسفه اسلام و حکمت اسلامي مي انديشيد بلکه فلسفه مادّي و غربي نيز ذهن او را به تلاش و جست وجو وامي داشت. او فلسفه مادّي را چنان مي شناخت و به شرح آن مي پرداخت که فلسفه اسلامي را، و پوچي و بي هويتي فلسفه مادّي را چنان محکم و دقيق اثبات مي کرد که حقانيت و محتواي سنگين فلسفه اسلامي را. آگاهي او از مسائل فلسفه مادّي و غربي و شناخت او نسبت به فيلسوفان غربي و قدرت پاسخ گويي اش به مسائل فلسفي آنان و ردّ براهين آنان به راستي تحسين برانگيز و روح افزاست

    پيام تلاش

    زندگي شهيد مطهري آن چابک سوار وادي تعليم و تعلّم براي آنان که قدم در اين راه مي نهند و چشم به درياي علم مي دوزند، آموختني است. علامه طباطبايي رحمه الله استاد گران قدر آن شهيد بزرگوار در پيامي به مناسبت شهادت جان سوزش مي فرمايد: «مرحوم مطهري با تاريخ زندگي پرارزش و سعادتمند خود ـ که پر از تلاش علمي و تفکر فلسفي بود ـ به شيفتگان علم و فلسفه پيامي رسا و پرارزش مي فرستد که از کوشش و تلاش کمالي هرگز آرام ننشسته و مجاهده علمي و کمالي را هرگز فراموش نکنند و حيات خود را که بهترين متاع انساني است، در بازار حقايق به حيات معنوي ـ که حيات عالي انسان است و تا دنيا دنياست بقاي ابدي دارد ـ تبديل کنند و در اين چند روز زندگي شيفته و فريفته شخصيت هاي ساختگي و خيالي نباشند.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :